کتاب «فهم سوسیالیسم» [Understanding socialism] نوشته ریچارد د. ولف [Richard David Wolff] و ترجمه فرهاد اکبرزاده منتشر شد. کل بحث نویسنده این کتاب روی دموکراتیک کردن محل کار متمرکز است.

فهم سوسیالیسم» [Understanding socialism]  ریچارد د. ولف [Richard David Wolff]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر نون کتاب «فهم سوسیالیسم» را با شمارگان ۷۷۰ نسخه، ۱۳۶ صفحه و بهای ۴۹ هزار تومان منتشر کرده است.

کتاب ۶ فصل به ترتیب با این عناوین دارد: «یک تاریخچه مختصر: چگونه سوسیالیسم به اینجا و اکنون رسید»، «سوسیالیسم چیست؟»، «سرمایه‌داری و سوسیالیسم: مبارزات و گذارها»، «روسیه و چین: آزمون‌های مهم در ساختن سوسیالیسم»، «دو پاک‌سازی ضد سوسیالیستی: فاشیسم و پادکمونیسم» و «آینده سوسیالیسم و تعاونی‌های کارگری». «گل سرخ به عنوان نماد سوسیالیسم» و «درباره دموکراسی در کار» نیز دو پیوست مختصر کتاب است.

کل بحث ریچارد د. ولف روی دموکراتیک کردن محل کار متمرکز است و کتابی به همین نام نیز از او به فارسی ترجمه و منتشر شده است. به باور او تاریخ بشر را می‌توان به سه دوره اقتصادی تقسیم کرد: «برده‌داری»، «فئودالی» و «سرمایه‌داری». بر این اساس نیز سه نوع رابطه کاری در طول تاریخ وجود داشته است: «کار برده برای صاحب»، «کار رعیت برای مالک» و «کار کارگر یا کارمند برای کارفرما».

هدف ولف رسیدن به «دموکراسی در محل کار» است، چرا که تا وقتی که محل کار را دموکرات نکنیم و کارگران هم در منافع و هم در تصمیمات نقشی نداشته باشند نمی‌توان از دموکراسی در سطح جامعه حرف زد. با کتاب او می‌توان درک کرد که چرا سوسیالیسم همان چیزی است که دموکراسی رادیکال به نظر می‌رسد.

ریچارد دیوید ولف (متولد ۱ آوریل ۱۹۴۲) اقتصاددان آمریکایی است که به دلیل کار در زمینه روش شناسی اقتصادی و تجزیه و تحلیل طبقاتی مشهور است. وی استاد اقتصاد دانشگاه ماساچوست آمرست است و در حال حاضر نیز به عنوان استاد مدعو در برنامه تحصیلات تکمیلی در روابط بین الملل دانشگاه نیو اسکول در نیویورک به تدریس اشتغال دارد. ولف همچنین در دانشگاه ییل، دانشگاه سیتی نیویورک، دانشگاه یوتا، دانشگاه پاریس (سوربن) و انجمن برشت در شهر نیویورک تدریس کرده است. ولف از بنیانگذاران انجمن تحلیل اقتصادی و سیاسی (AESA) و فصلنامه‌اش بازاندیشی مارکسیسم است.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...