کتاب «حکمت اسلامی در خلق آثار هنری معماری و شهرسازی» نوشته عبدالحمید نقره‌کار توسط انتشارات سروش منتشر و راهی بازار نشر شد.

حکمت اسلامی در خلق آثار هنری معماری و شهرسازی عبدالحمید نقره‌کار

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «حکمت اسلامی در خلق آثار هنری معماری و شهرسازی» نوشته عبدالحمید نقره‌کار مدیر قطب علمی معماری اسلامی به‌تازگی توسط انتشارات سروش منتشر و راهی بازار نشر شده است.

این‌کتاب بر نظریه «نسبت اسلام با فرایندهای انسانی، نظیر آثار هنری،معماری و شهرسازی» مبتنی است و ساختارش ابتدا شامل ۲ مقدمه و سپس ۵ بخش اصلی (مطابق پنج مرحله فرایندهای انسانی از منظر اسلام) است.

مرحله اول «زیبایی شناسی» مرحله دوم «فلسفه و حکمت هنر» مرحله سوم «اصول اجتهادی در سبک های هنری و معماری» مرحله چهارم شامل موضوعاتی درباره خلق آثار معماری «تعریف معماری و اجزا وعناصر آن، الهام از هنر و معماری» آفرینش، معصومین(علیهمالسلام) «و دوران اسلامی» مرحله پنجم شامل موضوعاتی از جنس ارزیابی و نقد اثار است نظیر «معابد شرقی وغربی، کلیساهای صلیبی، معماری جهان مدرن و پسامدرن و در پایان، نقد رویکردهای انحرافی معاصر» را شامل می‌شود.

به عبارتی مرحله اول از جنس «حکمت نظری» مرحله دوم «حکمت عملی» و مرحله سوم از جنس «راه حل های اجتهادی» مرحله چهارم از جنس «فرایند خلق آثار معماری» و مرحله پنجم از جنس «ارزیابی و نقد آثار و تأثیرات آنها» است. به بیانی دیگر می‌توان گفت که معماران طی پنج مرحله باید مسیر رشد خود را طی کنند.

در مرحله اول «اندیشه و معرف» خود را توسعه و تعمیق بخشند. در مرحله دوم، «انگیزه و نیت» خویش را اصلاح کنند. سوم «اصول ثابت و متغییر را اعمال و اجتهاد» کنند. چهارم «استعداد و تجربه لازم» معمارانه در الهام از آثار شایسته و تداوم و تکامل آنها داشته باشند تا خود نیز آثاری شایسته خلق کنند. و بالاخره باید توان تحلیل و نقد اندیشه ها و آثار معماری را نیز داشته باشند. هم آثار خودشان و هم دیگران را خوب و عمیق و بر اساس معیارهای اسلامی ارزیابی کنند و از خوب و بد آنها عبرت بگیرند و در آثار خود بهره برداری کنند.

این‌کتاب با ۵۸۴ صفحه و قیمت ۱۶۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...