به گزارش مهر، " شعر، به انتظار تو" عنوان مجموعه داستانی از علی موذنی است که به زودی در 328 صفحه، منتشر می شود. این کتاب مشتمل بر آثار نه چندان روزآمد این نویسنده است که تاریخ نگارش جدیدترین آنها متعلق به سال 1374 می باشد. داستان های این مجموعه با مضامینی مذهبی، اجتماعی و دفاع مقدس همراه است.

مجموعه نمایشنامه های سید مهدی شجاعی نیز کتاب دیگری است که با نام "سانتاماریا"(جلد دوم) در مرحله چاپ به سر می برد. نمایشنامه های "خار و دل"،"عشق به افق خورشید"، "ساحل"، "مجلس گل" و "رسم بر این است" با مضامین مذهبی و دفاع مقدس در 184 صفحه در انتظار چاپ و نشر است. گفتنی است جلد اول "سانتاماریا " آثار داستانی شجاعی را شامل می شد.

چاپ دوم کتاب " آسمانی ترین مهربانی " از مهدی شجاعی که سرگذشت نامه امام جواد (ع) را روایت می کند ، همچنین چاپ دوم و تک جلدی رمان "خانه پریان" به قلم تورج زاهدی که پیشتر در دوجلد منتشر گشته بود، نیز راهی بازار نشر می شود.

مدیریت نشر نیستان را
سید مهدی شجاعی بر عهده دارد، پیشتر به همت این نویسنده معاصر گزیده هایی از ادبیات معاصر ایران در حوزه شعر، داستان، نثر ادبی و نمایشنامه منتشر شد که با استقبال مخاطبان ادبیات مواجه گردید، از ویژگی های این مجموعه آثار در مقایسه با کتابهای مشابه، گزینش شعرها و داستانها از سوی خالقان و پدید آورندگان آثار ادبی است. 

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...