کتاب «تئاتر و اجرای پسا_سینمایی» [Post-cinematic theatre and performance] نوشته پی‌یُتر وویچیتسکی [Piotr Woycicki] با ترجمه شبنم موتابی توسط نشر نیماژ منتشر شد.

«تئاتر و اجرای پسا_سینمایی» [Post-cinematic theatre and performance] نوشته پی‌یتر وویچیتسکی [Piotr Woycicki]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ وویچیتسکی؛ پژوهشگر معاصر حوزه تئاتر و سینما، به‌دنبال ردپای این نگاه نقادانه، جریانی تازه را در دل تئاتر میانجی‌گرانه کشف می‌کند که تئاتر پسا-سینمایی است.
این کتاب از هفت فصل و همچنین نمایه و ارجاعات برخوردار است و علاوه بر پیشگفتار سردبیران انگلیسی و قدردانی نویسنده، عنوان فصل‌های آن عبارتند از: «چشم‌انداز پساسینمایی»، «دکالاژ و مدیافورها در السینور و پروژه‌ی اندرسن از روبر لپاژ»، «مونتاژ ناسینمایی در رودمتال سوییت‌برد و سراب»، «لذات گناه‌آلود و باستان‌شناسی میانجی‌گرانه در خانه/ انوار و هملت از گروه ووستر»، «اِتیکس ادراک در وونش کنسرت»، «منظره‌های سردرگم‌ساز در هتل متوشالح»، «چشم‌اندازها و آپوریاها در داگویل اثر لارس فون تریه».

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:
درک امروزه‌ی ما از سینما، عمدتاً متأثر از جریان‌های غالب سینمای واقع‌گرا است که بر نحوه‌ی ادراک و نحوه‌ی تماشاگری ما نه تنها در نسبت با سینما، بلکه حتی در نسبت با امر واقع نیز اثر می‌گذارند. این جریان‌ها، شیوه‌ای از تماشاگری منفعلانه را به مخاطب تلقین می‌کنند؛ و این همان رویکردی است که در نظریات پسا-سینمایی مورد نقد جدی قرار می‌گیرد. با اثرپذیری تئاتر از سینما، التقاط هنر اجرا با فناوری و استفاده‌ی روزافزون از ابزارهای سینمایی در آثار صحنه‌ای، شاهد شیوه‌ی نوینی از اجرای صحنه‌ای هستیم که می‌توان آن را اجرای التقاطی، چندرسانه‌ای یا میانجی‌گرانه نامید. شماری از این آثار با استفاده از ابزارهای (تا پیش از این) سینمایی، به پرسش از سنت‌های غالب سینمایی، سیاست‌های ادراک پنهان در پس این آثار و نقد شیوه‌های تماشاگری پرداخته‌اند.

کتاب «تئاتر و اجرای پسا_سینمایی» با ۳۹۸ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۳۶۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ................

هنر |
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...