جلد نخست کتاب «مهر و ماه: قطعاتی برای دونوازی سنتور» با تنظیم نفیسه غلامپور توسط انتشارات ماهور منتشر شد.

مهر و ماه: قطعاتی برای دونوازی سنتور نفیسه غلامپور

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مؤسسه فرهنگی - هنری ماهور جلد نخست از کتاب «مهر و ماه: قطعاتی برای دو نوازی سنتور» با تنظیم نفیسه غلامپور را به همراه یک لوح فشرده به بهای ۷۰ هزار تومان منتشر کرد. غلامپور یکی از نوازندگان مطرح ساز سنتور است و نزد اساتیدی چون مجید کیانی و اردوان کامکار آموزش خود را به پایان رسانده است.

این نوازنده، آهنگساز و مدرس موسیقی درباره کتاب «مهر و ماه» و علت نگارش آن نوشته است:

«دغدغه نوشتار این کتاب در خلال سرپرستی ارکستر هنرجویان و تنظیم قطعات برای آن‌ها، در ذهن من شکل گرفت؛ آن‌گاه که دریافتم کارگان آموزشی موسیقی ایران در حوزه گروه نوازی تا چه اندازه با کاستی روبرو است.

بنابراین در جهت رفع این کمبود به عنوان گام نخست در آموزشِ گروه نوازی، تنظیم قطعاتی بر پایه دونوازی سنتور (مختص دوره ابتدایی) را آغاز کردم؛ تا شاید زمینه‌ای برای ادامه مسیر و دست‌یابی به هدف نهایی‌ام یعنی تألیف کتابی برای آموزش گروه نوازی ارکستر سازهای ایرانی باشد.»

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...