جلد نخست کتاب «مهر و ماه: قطعاتی برای دونوازی سنتور» با تنظیم نفیسه غلامپور توسط انتشارات ماهور منتشر شد.

مهر و ماه: قطعاتی برای دونوازی سنتور نفیسه غلامپور

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مؤسسه فرهنگی - هنری ماهور جلد نخست از کتاب «مهر و ماه: قطعاتی برای دو نوازی سنتور» با تنظیم نفیسه غلامپور را به همراه یک لوح فشرده به بهای ۷۰ هزار تومان منتشر کرد. غلامپور یکی از نوازندگان مطرح ساز سنتور است و نزد اساتیدی چون مجید کیانی و اردوان کامکار آموزش خود را به پایان رسانده است.

این نوازنده، آهنگساز و مدرس موسیقی درباره کتاب «مهر و ماه» و علت نگارش آن نوشته است:

«دغدغه نوشتار این کتاب در خلال سرپرستی ارکستر هنرجویان و تنظیم قطعات برای آن‌ها، در ذهن من شکل گرفت؛ آن‌گاه که دریافتم کارگان آموزشی موسیقی ایران در حوزه گروه نوازی تا چه اندازه با کاستی روبرو است.

بنابراین در جهت رفع این کمبود به عنوان گام نخست در آموزشِ گروه نوازی، تنظیم قطعاتی بر پایه دونوازی سنتور (مختص دوره ابتدایی) را آغاز کردم؛ تا شاید زمینه‌ای برای ادامه مسیر و دست‌یابی به هدف نهایی‌ام یعنی تألیف کتابی برای آموزش گروه نوازی ارکستر سازهای ایرانی باشد.»

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...