کتاب «تاثیر تکنولوژی بر بیان سینمایی؛ درس‌گفتارهای دانشگاه کلمبیا» اثر پل شریدر [Paul Schrader] و ترجمه علی عامری مهابادی توسط نشر گیل‌گمش منتشر شد.

تاثیر تکنولوژی بر بیان سینمایی؛ درس‌گفتارهای دانشگاه کلمبیا» اثر پل شریدر [Paul Schrader]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «تاثیر تکنولوژی بر بیان سینمایی» با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۱۱۵ صفحه و بهای ۶۸ هزار تومان بیست‌ونهمین مجلد از مجموعه «کانون» نشر گیل‌گمش است.

پل شریدر، فیلمنامه‌نویس، کارگردان و پژوهشگر برجسته سینماست. او درس‌گفتارهای منتشر شده در این کتاب را طی پانزده هفته در دانشگاه کلمبیا ارائه داد. عنوان اولیه دوره این بود: فیلم‌هایی که فیلمسازی را تغییر دادند: تاثیر تکنولوژی بر بیان سینمایی. این درس‌گفتارها بعدا به صورت یک سلسله مقاله موجز و مدون در حدفاصل اوت ۲۰۱۴ تا آوریل ۲۰۱۶ در نشریه سینمایی و معتبر «فیلم کامنت» متعلق به مرکز هنری لینکلن در نیویورک منتشر شدند.

شریدر که یکی از اعضای نسل درخشان هالیوودنو بود و فیلمنامه‌های مهمی چون «راننده تاکسی» و «گاو خشمگین» را نوشته و فیلم‌های قابل توجهی چون «یقه آبی»، «میشیما» و «گاو خشمگین» را کارگردانی کرده، همیشه به مبحث تعامل تاریخ فیلم با تکنولوژی فیلم علاقه‌مند بوده است. به همین دلیل نیز تصمیم گرفت این موضوع را بررسی کند و دوره‌اش را هم تحت عنوان اصلی گیم چنجرز برگزار کرد.

از نظر شریدر، ملاحظه تاریخ فیلم از دیدگاه‌های رایج می‌شود همان تاریخ؛ و این بوی کهنگی می‌دهد. در عوض کاری که او انجام می‌دهد، ملاحظه تاریخ بازی سینما با بررسی تاریخ اسباب بازی‌های سینماست. هدف او از ارائه این مجموعه که دیدگاهی تکنولوژیک و نوین به موضوع دارد، این است که مخاطب بتواند شرایط را از دیدگاه فیلمسازان ببیند.

خود شریدر درباره این موضوع چنین نوشته است: «فیلم و عکاسی اولین فرم‌های هنری‌ای هستند که منحصرا در پی استفاده از تکنولوژی‌های مکانیکی و شیمیایی پدید آمده‌اند. همه فرم‌های هنری دیگر، از جمله نقاشی و رقص و سخنوری، از دوران پیشاتکنولوژیک وجود داشتند اما پیش از ورود ماشین‌های مدرن هیچ فیلمی وجود نداشت. پس جالب خواهد بود که تاریخ فیلم را در چارچوب تکنولوژی فیلم بررسی کنیم. می‌توانیم این تاریخ را با بررسی پیشرفت‌های تکنولوژیک سینما یا به طور خلاصه «تاریخ اسباب بازی‌ها» دنبال کنیم.

در این درس‌گفتارها شریدر بینش خاص خود را درباره شماری از مفروضات هنر سینما بیان می‌کند که گاه با دیدگاه‌های پذیرفته شده همخوانی ندارد، از جمله نظر اوست درباره مونتاژ آیزنشتاین که خوانش‌های غالب را به چالش می‌طلبد.

کتاب شامل ۶ بخش اصلی است و در انتها یک مصاحبه با شریدر. عناوین بخش‌های شش‌گانه کتاب به ترتیب از این قرار است: «تولد یک روایت»، «نمای درشت (کلوزآپ)»، «تدوین»، «حرکت دوربین»، «طراحی صحنه» و «فراسوی پرده نقره‌ای و «فرسودگی روایت». عنوان گفت‌وگو با شریدر هم «مرد تنها» است. این گفت‌وگو توسط سیمون لپریه گرفته شد آنگاه که شریدر در پاییز ۲۰۱۸ به جشنواره سینمای نو در مونترال که میزبان برنامه مروری بر آثار او بود، دعوت شد تا یک کلاس تخصصی سینما را برگزار و جایزه‌ای افتخاری را دریافت کند.

علی عامری مهابادی یکی از مترجمان سینمایی ایران است. از دیگر ترجمه‌های منتشر شده او می‌توان به این عناوین اشاره کرد: «ژانرهای سینمایی» نوشته رافائل موآن، «زیبایی شناسی سینمای دیجیتال» مجموعه مقالات به قلم گروهی از نویسندگان و منتقدان سینمایی، «سینمای تجربی در عصر دیجیتال» اثر مالکوم لوگریس، «دریافت نور: جست‌وجوی خداوند در سینما» اثر ری. ام انکر، «جست‌وجوی مفهوم در فیلم» نوشته سارا آنسن‌وو، «رویکردهای انتقادی در مطالعات فیلم» نوشته جان هیل و پاملا جرج گیبسن و...

عامری همچنین سرپرست مترجمان کتاب «فاسبیندر: زندگی و مرگ نابغه‌ای عصیانگر» نوشته کریستین براد تامسن بود و چند فصل از این کتاب را نیز خود ترجمه کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...