کتاب «در مسیر فیلمسازی: مقدمه‌ای بر مهارت کارگردان» [On film-making : an introduction to the craft of the director] نوشته الکساندر مکندریک [Alexander Mackendrick] توسط انتشارات بنیاد سینمایی فارابی منتشر شد.

در مسیر فیلمسازی: مقدمه‌ای بر مهارت کارگردان» [On film-making : an introduction to the craft of the director] نوشته الکساندر مکندریک [Alexander Mackendrick]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «در مسیر فیلمسازی: مقدمه‌ای بر مهارت کارگردان» با پیش‌گفتاری به قلم مارتین اسکورسیزی و با ترجمه نفیسه سادات توسط انتشارات بنیاد سینمایی فارابی منتشر شد.

این کتاب در سه فصل «ساختار دراماتیک»، «دستور زبان فیلم» و «ضمائم» وارد بازار کتاب شده و در مقدمه مترجم آن آمده است: «مجموعه دروس مکندریک که در این کتاب گردآوری شده است فقط بحث‌های نظری فیلمساز نیست بلکه نوشته‌هایی کاربردی و ملموس است. برای نمونه نکات ظریفی که او در زمینه کار با بازیگر مطرح کرده، برای کسانی که تجربه کار عملی داشته باشند، مغتنم است و برای کسانی که تجربه‌ای ندارند، اندوخته‌ای ارزشمند خواهد بود و سبب می‌شود یک مسیر پرپیچ و خم، به مسیری دل‌پذیر و کوتاه تبدیل شود.

الکساندر مکندریک پس از بیست و چند سال فعالیت در صنعت فیلم از هالیوود روی برگرداند. وی تا آن زمان فیلمنامه‌نویسی، ویراستاری استوری‌بورد و کارگردانی چند فیلم از جمله «بوی خوش موفقیت» و «قاتلین پیرزن» را برعهده داشت و پس از آن، حرفه جدیدش را در مقام رئیس بنیاد هنر کالیفرنیا آغاز کرد. هدف اصلی درس‌های مکندریک ساده و جذاب است؛ «به فیلمسازان بیاموزیم در دنیای منحصربه فرد سینما، برای داستان خود به چه ساختاری نیاز دارند.»

مواد و مصالحی که مکندریک را به معلمی مشهور تبدیل کرد، در این کتاب گردآوری شده و به دانشجویان و به همان اندازه، به افراد حرفه‌ای این فرصت را می‌دهد تا روش تحلیلی ساخت فیلم را کشف کنند.

چاپ اول این کتاب شامل سه فصل و در ۴۳۹ صفحه با قیمت ۴۰ هزارتومان توسط انتشارات بنیاد سینمایی فارابی منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...