کتاب «القاب خوشنویسان ایرانی» نوشته شهناز ملکی از سوی انتشارات کتاب‌آرایی در ۹۶ صفحه منتشر شد.

القاب خوشنویسان ایرانی شهناز ملکی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از هنرآنلاین، خوشنویسی به عنوان برترین هنر اسلامی، سیر تکاملی خود را در ایران طی کرده و خوشنویسان ایرانی در ادوار مختلف تاریخی دارای شان و مقام بالایی بودند و همین موضوع باعث شده است تا القاب مختلفی را از سوی حاکمان و جامعه دوران خود دریافت کنند.

کتاب "القاب خوشنویسان ایرانی" نوشته شهناز ملکی که با مقدمه‌ دکتر حمیدرضا قلیچ‌خانی همراه است، تفاوت معنایی نام، کنیه و لقب را در تاریخ خوشنویسی ایران مورد پژوهش قرار داده است.

در این کتاب پس از مقدمه و پیشگفتار، تفاوت معنایی نام، کنیه و لقب مورد بررسی قرار گرفته است. این کتاب شامل بخش‌هایی از قبیل گونه‌شناسی القاب، سیر تاریخی القاب خوشنویسان، القاب خوشنویسان پیش از یاقوت، از زمان یاقوت تا ابتدای دوره‌ تیموری، القاب خوشنویسان دوره‌ تیموری، صفوی، قاجار و معاصر است. در انتها نیز پس از شرح برخی از القاب، فهرست تصاویر و فهرست منابع آورده شده است.

کتاب "القاب خوشنویسان ایرانی" نوشته شهناز ملکی با مقدمه دکتر حمیدرضا قلیچ‌خانی در ۹۶ صفحه به تازگی از سوی انتشارات کتاب‌آرایی به قیمت ۴۰ هزار تومان وارد بازار کتاب شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...