«هنر پدال‌گیری پیانو: برگرفته از تفسیرها و نظریات دو استاد برجسته پیانوی کلاسیک» اثر آنتون روبینشتاین و ترزا کارِنو و ترجمه حمید براری منتشر شد.

هنر پدال‌گیری پیانو: برگرفته از تفسیرها و نظریات دو استاد برجسته پیانوی کلاسیک» اثر آنتون روبینشتاین و ترزا کارِنو

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «هنر پدال‌گیری پیانو» در ۱۲۰ صفحه قطع رحلی و بهای ۶۰ هزار تومان توسط انتشارات مؤسسه فرهنگی - هنری ماهور منتشر شد.

از آنتون روبینشتاین به عنوان تنها رقیب جدی کنسرتی فرانس لیست و ترزا کارنو بهترین نوازنده زن اواخر سده نوزدهم هدایایی غیرمنتظره به جا مانده بود که کم‌اهمیت به نظر می‌رسیدند: یکی از ویژگی‌های مهم در اجرای پیانو به نام «روح پیانو» یا همان هنر پدال‌گیری پیانو.

این دو با هم سنت و مکتبی را برای دنیای پیانو رقم زدند که عمیقاً نوازنده‌ها را تاکنون تحت تأثیر قرار داده است. بجز این روش استفاده از پدال توسط آنها بسیار اهمیت دارد، نه فقط از دیدگاه تاریخی بلکه از این نظر که حتی نوازنده‌های ماهر امروزی نیز می‌توانند روش‌های آنها را در پدال‌گیری دنبال کنند.

تکنیک پدال‌گیری روبینشتاین برگرفته است از نمونه‌هایی از رپرتوآر بی‌شمار او که در سال‌های ۱۸۸۵-۱۸۸۶ اجرا کرده است. اما مشاهدات کارنو که به سبکی غیر آکادمیک و با بیانی گرم نگاشته شده است از حساسیت او به رنگ‌آمیزی‌هایی زیرکانه که با کمک لمس کلاویه و پدال‌گیری حاصل می‌شود پرده برمی‌دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...