کتاب «تمرین‌هایی برای هنرمندان یاغی» [Exercises for rebel artists : radical performance pedagogy] اثر گیلرمو گومز پنا و روبرتو سیفوئنتس [Roberto Sifuentes, Guillermo Gómez-Peña] با ترجمه حسین ملکی از سوی نشر بان راهی بازار کتاب شد.

تمرین‌هایی برای هنرمندان یاغی» [Exercises for rebel artists : radical performance pedagogy] اثر گیلرمو گومز پنا و روبرتو سیفوئنتس [Roberto Sifuentes, Guillermo Gómez-Peña]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «تمرین‌هایی برای هنرمندان یاغی: پداگوژی اجرای رادیکال» یکی از آثار مهم در حوزه هنرهای اجرایی، فعالیت‌های اجتماعی و هنر جمعی است. به عبارت دقیق‌تر، این کتاب به عنوان یک راهنمای عملی و نظری برای هنرمندانی طراحی شده است که می‌خواهند مرزهای هنر وفعالیت اجتماعی را جابه‌جا کنند. با این اوصاف، کتاب ترکیبی از نظریه هنری و تمرین‌های عملی است که خاطرات شخصی نویسنده را نیز در بر دارد.

در مباحث تئوری، نویسنده هنر را به مثابه‌ی مقاومت و هنرمند را به مثابه کنشگر اجتماعی معرفی می‌کند. او تأکید می‌کند که هنر نباید تنها در گالری‌ها و موزه‌ها محدود شود، بلکه باید به خیابان‌ها و فضاهای عمومی وارد شود تا با عموم مردم تعامل داشته باشد. در حوزه تمارین عملی، کتاب شامل مجموعه‌ای از تمرین‌ها و کارگاه‌های آموزشی است که به هنرمندان کمک می‌کند تا مهارت‌های خود را توسعه دهند. این تمرین‌ها شامل استفاده از بدن به عنوان ابزار بیان، ایجاد دیالوگ با مخاطبان و استفاده از فضاهای عمومی برای اجراهای غیرمعمول و رادیکال است. برای مثال، یکی از تمرین‌ها از هنرمندان می‌خواهد که در یک مکان عمومی به مدت چند ساعت بدون حرکت بایستند و واکنش‌های مردم را مشاهده کنند.

گومز پنا که خود دهه‌ها با این عقیده به اجرای هنرهای مختلف پرداخته است، از خاطرات خود نیز سخن می‌گوید. او درباره چالش‌هایی که با آن‌ها روبرو شده است، از جمله سانسور، تهدید و واکنش‌های منفی مخاطبان، صحبت می‌کند. این خاطرات به خوانندگان نشان می‌دهد که اجرای رادیکال می‌تواند خطرناک باشد، اما در عین حال قدرتمند و تأثیرگذار است. همچنین قابل ذکر است که سبک نوشتاری وی در این کتاب ترکیبی از طنز، جدیت و شعر است. او با زبانی صمیمانه و گاهی طعنه‌آمیز، خوانندگان را به تفکر وامی‌دارد و آن‌ها را تشویق می‌کند تا از مرزهای سنتی هنر فراتر روند. در نتیجه، این کتاب نه تنها یک راهنمای آموزشی به حساب می‌آید، که یک بیانیه سیاسی و هنری است که از هنرمندان می‌خواهد تا در برابر نابرابری‌ها و بی‌عدالتی‌ها بایستند.

گیلرمو گومز پنا، هنرمند، نویسنده، فعال و مربی مکزیکی / شیکانو است. گومز-پنا آثاری را در رسانه‌های متعددی از جمله هنر اجرا، رادیو تجربی، ویدئو، عکاسی و هنر اینستالیشن خلق کرده است. پانزده کتاب او شامل مقالات، شعر تجربی، فیلمنامه‌های اجرا، عکس‌ها و وقایع نگاری به دو زبان انگلیسی، اسپانیایی و اسپانیایی است.

کتاب «تمرین‌های برای هنرمندان یاغی» در ۳۵۲ صفحه با قیمت ۳۸۸ هزار تومان در دسترس است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...