کتاب «عباس کیارستمی: اثر باز» [Abbas Kiarostami : l'oeuvre ouverte] نوشته ژان میشل فرودون و آنیس دویکتور [Jean-Michel Frodon & Agnès Devictor] با ترجمه توفان گرکانی و توسط نشر نظر منتشر شد.

عباس کیارستمی: اثر باز» [Abbas Kiarostami : l'oeuvre ouverte] نوشته ژان میشل فرودون و آنیس دویکتور [Jean-Michel Frodon & Agnès Devictor]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ بی تردید دوستی و نزدیکی ویکتور اریسه و ژان میشل فرودون با عباس کیارستمی در خلق این اثر نقش جدی داشته است. کتاب حاضر تا امروز یکی از کامل ترین آثاری است که درباره گستره تلاش‌های عباس کیارستمی به ویژه در بخش سینما به رشته تحریر در آمده است. بر فهرست کارهای عباس کیارستمی می‌توان موضوعات فراوان دیگری نیز افزود و تلاش های بیش از نیم قرن از حیات هنری او را کامل تر کرد. اما نویسندگان این کتاب با اشاره‌ای کوتاه به هر یک از این موضوعات، قدم مهم و قابل توجهی را برداشته‌اند، شاید به همین دلیل عنوان غریب «اثر باز» در بیان خود چند معنا را بازگو می‌کند.

گویی این کتاب همچنان گشوده است تا از سایر کارهای دیده نشده عباس کیارستمی غفلت نکنیم و این اثر را تنها برشی کوتاه بدانیم از آنچه او در هنر ایران به انجام رسانده است. برای هنرمند منحصر به فرد و بزرگی چون عباس کیارستمی انتشار کتابی جامع از همه تلاش‌های او در خلق آثاری متفاوت ضروریست و کتاب حاضر تنها دریچه‌ای‌ است به آنچه او پیش برده است. ناگفته نماند که تدوین کتابی جامع درباره زندگی و حیات فرهنگی عباس کیارستمی در زمان زیست او طی گفت‌وگوهای مفصل و مستمر آغاز شـده بود. کیارستمی همواره از زیر بار انتشار کتابی جامع گریزان بود اما به مرور که مجموعه‌ای از آثار او در نشر نظر تدوین و زیر نظر او منتشر شد، مقدمات تدوین اثری گسترده فراهم آمده بود.

از عباس کیارستمی فیلم‌های درخشانی به یادگار مانده است. خانه دوست کجاست، زیر درختان زیتون، کلوز آپ نمای نزدیک، طعم گیلاس برنده نخل طلای کن ۱۹۹۷، کپی برابر اصل و ... اما او در عین حال ویدئو آرتیست، عکاس، هنرمند تجسمی و شاعر نیز بوده است. این کتاب، که مشترکا توسط دو متخصص برجسته فرانسوی سینما و فرهنگ ایران نوشته شده است - و نخستین کاری است که مجموعه آثار کیارستمی را معرفی می کند.

به هر یک از فیلم‌ها، عکس‌ها، نمایش‌های زنده، اشعار و چیدمان‌های او برای بزرگ‌ترین موزه‌‍‌های جهان می‌پردازد. این کتاب در عین حال، ابعاد دیگری از این مسیر غنی و غریب همچون روش کار او، رابطه‌اش با سیاست و فعالیت‌اش به عنوان یک آموزگار در سراسر جهـان و تا پایان زندگی، را نیز معرفی می‌کند. آثار کیارستمی، به شدت دل مشغول به طبیعت و کودکی، با حـال و هوایی سرشار از گنجینه‌های فرهنگ ایرانی و با توجه بسیار به چالش‌های معاصر، همگی به گونه‌ای آفریده شده‌اند که بتوانند با تماشاگران اقصاء نقاط جهان به اشتراک گذاشته شوند.

این کتاب در شش بخش گشایش، نورپردازی، فیلم‌ها، هنر تصاویر-هنر واژه‌ها، مستندات، پیوست‌ها تنظیم و تدوین شده است. بخش گشایش از چگونگی ورود او به سینما می‌گوید. در بخش نورپردازی، کیارستمی به عنوان یک آموزگار، در زمان فیلمسازی و سیاست بررسی می‌شود. بخش فیلم‌ها تمامی فیلم‌های او را نام برده و بررسی می‌کند.
همچنین کتاب پر است از عکس‌های رنگی و زیبا از عباس کیا رستمی یا عکس‌کارهای او.

کتاب «عباس کیارستمی: اثر باز» نوشته ژان میشل فرودون و آنیس دویکتور با ترجمه توفان گرکانی، در ۳۳۱ صفحه از سوی انتشارات نظر به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...