بیستمین چاپ کتاب «زندگانی علی‌بن‌حسین(ع)» نوشته زنده‌یاد سید جعفر شهیدی، توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شد.

به گزارش مهر، دفتر نشر فرهنگ اسلامی بیستمین چاپ کتاب «زندگانی علی‌بن الحسین (ع)» نوشته زنده‌یاد سیدجعفر شهیدی را با شمارگان هزار نسخه، ۲۲۴ صفحه و بهای ۳۱ هزار تومان منتشر کرد. چاپ نخست این کتاب در سال ۱۳۶۵ با شمارگان پنج هزار نسخه،‌ منتشر شد و جایزه کتاب سال را به خود اختصاص داد. همچنین تلخیصی از این کتاب نیز به قلم سیدمحمدرضا جوادی توسط همین انتشارات تهیه و بارها تجدید چاپ شده است.

کتاب شامل ۱۷ فصل است که عناوین آن به ترتیب عبارتند از: «آشنایی با امام»، «تولد امام»، «وضع ایالت‌های مسلمان‌نشین در دوران نوجوانی امام»، «حرکت کاروان از حجاز به عراق»، «مسیر کاروان از کوفه به شام»، «تحلیلی از روحیه مردم شام و پندار آنان درباره اسیران»، «خاندان پیامبر در کاخ یزید»، «انعکاس حادثه کربلا در کوفه»، «آثار واقعه حره در مدینه»، «عباد الرحمان»، «بزرگواری امام در برخورد با نادانان و تربیت آنان از این راه»، «عبادت امام»، «بخشش امام»، «بردباری برابر ناملایمات»، «نپرداختن به غیر مسائل علمی و عبادت»، «گفتارهای کوتاه امام» و «رساله حقوق». کتاب چند پیوست هم دارد: بحث مجددی درباره رساله حقوق، ترجمه رساله برابر ضبط صدوق در خصال، صحیفه سجادیه و قرآن به خط امام علی بن حسین.

این کتاب کاملترین پژوهش و تحقیق درباره امام چهارم حضرت سیدالساجدین است. زنده یاد شهیدی برای نگارش این کتاب به منابع متعدد تاریخی، چه منابع مورد قبول اهل سنت و چه منابع شیعی مراجعه کرده و روایتی بی‌نقص و کامل را ارائه داده است. او در هرجایی که لازم دیده به نقد و بررسی اخبار وارده از احوالات حضرت در منابع تاریخی مختلف هم پرداخته است. کتاب همانطور که نویسنده علامه آن در مقدمه اشاره کرده با هدف زدودن باورهای نادرست و همچنین خرافات درباره حضرت سیدالساجدین نوشته شده است. یکی از این باورهای نادرست، اعتقاد ایرانیان به «شهربانو» به عنوان مادر حضرت سجاد (ع) و همسر امام حسین(ع) است. زنده‌یاد شهیدی این باورها را نقد کرده است.

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...