روبرت صافاریان در کتاب «زیرزمین کوستوریتسا» به گردآوری و ترجمه مهم‌ترین یادداشت‌ها و مقالات درباره فیلم زیرزمین می‌پردازد و با اشاره به رویکردها و نقدهای مختلف درباره این فیلم، بر این باور است که غالب نقدها، رویکردی سیاسی، جامعه‌شناختی و فرهنگی دارند.

روبرت صافاریان زیرزمین کوستوریتسا

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، صافاریان در مقدمه کتاب، به برخی از صحنه‌ها و اتفاق‌های مهم فیلم زیرزمین ساخته امیر کوستوریتسا فیلمساز صربستانی می‌پردازد و پذیرش فیلم را بر اساس واقعیات فیلم و جامعه مورد تحلیل قرار می‌دهد. او با اشاره به موضع‌گیری‌های ایدئولوژیک و سیاسی منتقدان ایرانی نسبت به زیرزمین، به برهه‌ای از تاریخ معاصر ایران اشاره می‌کند؛ دهه هفتاد شمسی و جامعه‌ای که پس از گذر از دوران سازندگی، نسبت به خلق وضعیت‌های ایدئولوژیک در فیلم‌ها حساس شده است. به خصوص در شرایطی که مسلمانان بوسنی و هرتزگووین حمایت مسلمانان جهان به ویژه ایران، را دارند.

صافاریان با اشاره به جشنواره‌های خارجی و اتهاماتی که برای پذیرش آثار کشورهای مسلمان به آن‌ها زده می‌شد، به این نکته اشاره می‌کند که درباره فیلم زیرزمین، چنین برخوردهایی شکل نگرفت و هیچ جشنواره‌ای به سیاسی‌کاری و توطئه متهم نشد در حالی که مواضع سیاسی فیلم زیرزمین بسیار آشکار بود. این موضوع به گفته صافاریان، باعث شد مشاجره روشنفکران بر سر این فیلم، بالا بگیرد و رویکردهای زیبایی‌شناختی جای خود را به رویکردهای سیاسی و جامعه‌شناختی بدهد.

صافاریان اینگونه می‌نویسد: «این کتاب با این باور نوشته شده که سینما پدیده‌ای پیچیده و چندبعدی است که بعد زیبایی‌شناختی فقط یکی از ابعاد آن است. بدون شناخت ابعاد دیگر آن، پیوستگی آن با شرایط سیاسی، گرایش‌های ایدئولوژیک، سیاست‌ورزی مخاطبان و شرایط اقتصادی و حرفه‌ای تولید فیلم، نمی‌توان درباره آن سخن گفت مگر سخنان تک‌بعدی و ناقص.»

این تحلیل‌گر فیلم یکی از اهداف کتاب «زیرزمین کوستوریتسا» را تعدیل کردن رویکردهای ناب‌گرایی زیباشناختی در حوزه ادبیات سینمایی می‌داند. صافاریان درباره گردآوری مقالات در این کتاب می‌گوید: «مقاله‌های این کتاب به معنای دقیق کلمه مقاله‌های سینمایی نیستند. مقاله‌هایی هستند درباره موضع‌گیری‌های سیاسی و ایدئولوژی یک فیلم و ارتباط آن به اوضاع اجتماعی و سیاسی دورانش، درباره نوع انعکاس آن در جوامع دیگر که متاثر از شرایط آن جوامع هم هست. به این معنا این مقالات شاید بیشتر در حوزه مطالعات فرهنگی جا می‌گیرند تا مطالعات سینمایی.»

یکی از یادداشت‌های مهم این کتاب را استانکو سرویچ نوشته است. او انتخاب فیلم «زیرزمین» توسط هیئت داوران جشنواره کن را از بعدی سیاسی مورد بررسی قرار می‌دهد و باور دارد این انتخاب، تاکیدی بر تعهد سیاسی و مسئولیت‌های اجتماعی است. سرویچ عقیده دارد اعطای جایزه به این فیلم، به این دلیل نبوده که فیلم خوبی است بلکه دلیل اصلی این است که این فیلم به جنگ می‌پردازد. سرویچ اتهاماتی را نیز در یادداشتش برای بوسنیا ریپورت مطرح می‌کند. او به هزینه‌های ساخت فیلم اشاره می‌کند که با حمایت تلویزیون بلگراد انجام شده؛ نهادی که همراه با ارتش، بیش از همه در این جنگ دخیل بوده است. حتی در زمان گرفتن جایزه نیز، مدیر همین تلویزیون کنار کوستوریتسا ایستاده است.

اسلاوی ژیژک فیلسوف و نظریه‌پرداز اسلوونیایی یکی دیگر از کسانی است که درباره زیرزمین یادداشتی منتشر کرده است. او با اشاره به آموزه‌های پدیدارشناسانه فلسفی، از منظری تخصصی «زیرزمین» را مورد بررسی قرار می‌دهد. او معنای سیاسی زیرزمین را در وهله نخست، سهولت در موضع‌گیری این اثر می‌داند، آن هم در دوره پس از فروپاشی که همچنان درگیری‌های فراوانی وجود دارد. ژیژک نیز به این موضوع معتقد است که دیدگاه‌های سیاسی، کاری کرد تا منظر زیبایی‌شناختی «زیرزمین» تحت‌الشعاع قرار بگیرد و بیشتر به مثابه موضوع مجادلات سیاسی تبدیل شود.

جودیت کین، دیگر منتقدی است که درباره زیرزمین، یادداشتی نوشته است. او نیز مانند بسیاری از منتقدان، مهم‌ترین نقل قول درباره زیرزمین را، نقل قول خالق اثر می‌داند که گفت این فیلم مرثیه‌ای است برای یوگسلاوی، کشوری که دیگر نیست. کین، زیرزمین را بیشتر از فیلم بودن شبیه به یک کارناوال می‌داند. او می‌گوید: «زیرزمین سینمایی‌ترین فیلم‌ها و انباشته از اشاره‌هایی به تاریخ سینماست.» کین، اینطور بحثش را مطرح می‌کند که «با وجود قدرت سینمایی آشکار فیلم، بیشتر واکنش‌های منتقدان به آن، حول این می‌گشت که چه کسی مسئول جنگ در یوگسلاوی سابق بوده و اینکه دستور کار هنری کوستوریتسا حمایت از کدام طرف متخاصم است.»

کتاب «زیرزمین کوستوریتسا» به نقدهای دیگرانی همچون دینا یوردانووا، سونیا یونتیلا، سین هومر و آلکساندرا مارکویچ نیز می‌پردازد که هر کدام از جنبه‌ای خاص به نقد فیلم زیرزمین پرداخته‌اند. صافاریان در این کتاب به آن دسته از افرادی که با جریانات تاریخی یوگسلاوی آشنا نیستند پیشنهاد می‌کند پیوست کتاب را حتما بخوانند. او در پیوست به تاریخ جنگ‌های فروپاشی یوگسلاوی، جنبش ناسیونالیستی اواخر سده نوزدهم در یوگسلاوی، تصاویر کاذب فیلم‌هایی درباره جنگ‌های پارتیزانی در این کشور، فروپاشی شوروی در سال 1991 و ضربه نهایی به فدراسیون یوگسلاوی و انتخابات آزاد و تشکیل گروه‌ها می‌پردازد.

کتاب «زیرزمین کوستوریتسا در بوته نقد سیاسی» گردآوری و ترجمه روبرت صافاریان بوده و نشر مرکز، آن را در 286 صفحه منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...