چاپ دوم کتاب «پژوهشی نو درباره مادر امام زمان(عج)» اثر ناهید طیبی به همت مؤسسه بوستان کتاب منتشر شد.

پژوهشی نو درباره مادر امام زمان(عج)» اثر ناهید طیبی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «پژوهشی نو درباره مادر امام زمان(عج)» در پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تهیه و در 308 صفحه منتشر شده است.

بررسی زندگی مادران از جهت قابلیت های ویژه آنان برای پرورش معصوم اهمیتی بسیار داشته که در طول تاریخ مهجور مانده است. بررسی شخصیت مادر امام زمان(عج) به علت هجمه های علمی از ناحیه مخالفان فرهنگ شیعی اهمیت دوچندان می یابد. اثر حاضر اولین اثر پژوهشی مستقل در این زمینه است.

در این اثر، ابتدا گونه های روایی مربوطه طبقه‌بندی شده و سپس به بررسی سندی و دلالی روایات و انطباق با منابع غیر اسلامی پرداخته و پس از قراردادن یک روایت که بیشتر قابل قبول بوده به عنوان مبنا، شخصیت و زندگانی مادر امام زمان(عج) واکاوی می شود و از آنجا که اتهام افسانه شیعی بودن این پاک بانو در پاره‌ای از منابع دیده می شود، به شبهات مربوط به اصل وجود وی نیز پرداخته شده است.

در نوشتار حاضر از نظر زمانی به حدود ده سال (۲۵۰ هجری تا ۲۶۰ هجری) بر می گردد، یعنی از زمان قبل از ورود مادر امام به خانه امام عسکری(ع) تا زمان شهادت امام(ع) و به امامت رسیدن امام زمان(عج) در غیبت صغری، قلمرو مکانی بحث نیز منحصر در سامرا و بیزانس خواهد شد.

یکی از مبناهای تحقیق حاضر، روایت شیخ صدوق قول مشهور مبنی بر رومی بودن مادر آن حضرت است که هم در مورد این بحث به عنوان فرضیه اصلی و هم اقوال غیر آن همچون سودانی یا عرب بودن به عنوان فرضیه های رقیب بحث خواهد شد.

این اثر در چهار فصل تهیه و تالیف شده است؛ در فصل اول این اثر، گونه های روایی مربوط به مادر امام زمان(ع) تبیین شده است؛ در این فصل ملیت، خصوصیات شخصی ایشان و مطالبی در خصوص ازدواج امام حسن عسکری(ع) و روایات مختص به نام مادر امام زمان (ع) آمده است.

در فصل دوم، «روایات و دیدگاهی مسلمانان در خصوص مادر امام زمان(عج)» بیان شده، همچنین دیدگاه غیر مسلمانان نیز بررسی شده است؛ «اوضاع سیاسی اجتماعی سامرا و بیزانس در سال های ۲۴۸ تا ۲۵۵ هجری قمری و ۸۶۲ تا ۸۶۹ میلادی» عنوان سومین فصل از این اثر است.

در چهارمین و آخرین فصل از کتاب مذکور، به شخصیت و حیات مادر امام زمان(عج) در سه گفتار پرداخته شده است؛ در گفتار اول، زندگی قبل از ازدواج مادر امام عصر(ع) (اعم از ملیت، نام ها، القاب و کنیه ها، مذهب حضرت نرجس(س)، شخصیت و اخلاقی ایشان پرداخته شده است؛ در دومین گفتار از این فصل که به زندگی پس از ازدواج حضرت نرجس(س) اشاره دارد، به سن ایشان هنگام ازدواج، تولد فرزند و قابله ها پرداخته شده است. در آخرین گفتار از این فصل به زندگی پس از شهادت امام حسن عسکری(ع) می پردازد؛ میراث امام عسکری(ع)، حُدَیث وصی امام(ع)، رحلت مادر امام زمان(ع) و زیارتنامه ایشان اشاره شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...