کتاب «چیستی تمدن» با تاکید بر «دیدگاه ابن خلدون و علامه جعفری» نوشته علی اسدیان شمس از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شده است. تمدن حاصل قدرت است یا نتیجه رشد انسانی؟ آیا تاریخ تمدن‌ها را فاتحان نوشته‌اند یا اندیشمندان و فرهنگ‌سازان؟ علی اسدیان شمس در این کتاب با تأکید بر دیدگاه ابن‌خلدون و علامه جعفری، این پرسش بنیادین را بررسی کرده و دو نگاه متفاوت به تمدن را به چالش می‌کشد: یکی تمدن را بر پایه‌ قدرت و سیاست می‌داند و دیگری آن را محصول تعالی انسانی.

چیستی تمدن

این کتاب، فراتر از تعاریف کلیشه‌ای، به چیستی تمدن و عوامل رشد و سقوط آن از زاویه‌ای فلسفی و تاریخی می‌پردازد و نویسنده، علاوه بر تحلیل آرای ابن‌خلدون و علامه جعفری، دیدگاه‌های تمدن‌پژوهان برجسته‌ای چون «آرنولد توین‌بی»، «ویل دورانت» و «ساموئل هانتینگتون» را نیز بررسی کرده تا تصویری جامع از روند تمدن‌سازی ارائه دهد.

برای فهم گستره اندیشه و استعدادهای انسان، باید کنش های او مورد بررسی قرار گیرد. تمدن، در کنار فرهنگ و تاریخ، یکی از عالی ترین نمودهای انسانی در باب اجتماعی اوست که نوع بشری را از حیوانات متمایز می سازد بلکه فراتر از آن، بالاترین استعدادهای بشری را به نمایش می گذارد، چون در بستر تمدن است که علوم، هنرها و نظایر این ها به اوج می رسد. تمدن به عنوان یکی از مهم تیرن پدیده ای خاص انسانی، با رویکردهای مختلفی نظیر تاریخی، جامعه شناسی و غیره، مورد بررسی قرار گرفته است. با اینکه این رویکردها به عوامل پیدایش و سقوط تمدن ها و رابطه انسان با تمدن پرداخته اند، ولی یا به بیان و تحلیل گزارش های تاریخی تمدن خاص بسنده کرده اند و یا اینکه مطابق جامعه آماری گزاره هایی غیر کلی و غیر ضرورری در این باب ارائه داده اند.

ابن خلدون نخستین فردی است که در اثر مهم خود که به مقدومه «ابن خلدون» شهرت دارد، به بحث پیرامون تمدن پرداخته و در نظر متفکران زیادی بنیانگذار فلسفه تاریخ و علوم اجتماعی است. او در دستگاه فکری خاص خود و مطابق جهان بینی و انسان شناسی خود با پرداختن به جنبه های گوناگون زندگی اجتماعی و بررسی روابط متقابل انسان با محیط زیست نحوه شکل گیری اجتماعات و فرآینده تبدیل بادیه نشینی به شهرنشینی و تحول آن به تمدن را بررسی می کند، با نگرشی ارگانیکی فراز و فرود تمدن ها را ارزیابی می کند و عوامل طبیعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پیدایش و عوامل انحطاط تمدن را مورد مطالعه قرار می دهد.

علامه محمد تقی جعفری نیز متفکر بزرگی است که در این باب به تامل پرداخته است. وی در آثار مختلف به هویت و چیستی تمدن، مبانی فلسفی آن، عوامل اعتلا و سقوط تمدن ها و اصول فلسفی مشروط و غیر مشروط در تمدن شناسی می پردازد. درباره ارتباط تمدن ها با یکدیگر بر این باور است که تمدن ها به لحاظ نمودهای عینی می توانند از هم تاثیر بگیرند اما به لحاظ انسان محوری قابل تقلید از یکدیگر نیستند.

به عقیده او، دو نحو تعریف را می توان از تمدن ارائه داد:
1- تعریف انسان محورانه که شامل اهداف و آرمان های جوامع باشد و در راستای حیات معقول و پیشبرد اهداب مادی و معنوی است
2- تعریفی قدرت محورانه که به فعلیت رسیدن همه استعدادها و استخدام همه قدرت در پیشبرد اهداف حیات طبیعی محور آن است و به تکامل انسان و وحدت انسانیت توجه نمی کند و ارزش های او مورد غفلت قرار می گیرد تا برخورداری از رفاه و آسایش هرچه را که خواست، انجام دهد.

با بررسی و تطبیق نظرات این دو متفکر در زمینه تمدن که محصول انسان شناشی، هستی شناسی و معرفت شناسی خاص آن‎هاست، بستر مناسبی برای تمدن پژهشی و تاملات فلسفی در این باب فراهم می آید.
در بخش آول کتاب با عنوان «درآمدی بر تمدن شناسی، مسائل و رویکردهای آن» موضوعاتی همچون «مفاهیم، پسینی یا پیشینی بودن مفهوم تمدن، اعتباری یا حقیقی بودن تمدن، رویکردهای مختلف به تمدن، نظام فکری ابن خلدون و رویکرد او به تمدن و نظام فکری علامه جعفری و رویکرد او به تمدن» مورد اشاره قرار گرفته است.
بخش دوم کتاب با عنوان «تحلیل ماهیت تمدن از دیدگاه ابن خلدون» به بررسی موضوعاتی همچون «چیستی تمدن، مبانی فلسفی، عوامل پیدایش تمدن، وحدت تمدن، غایت تمدن و عوامل فروپاشی تمدن» پرداخته است. در بخش سوم کتاب عناوینی همچون «تحلیل ماهیت تمدن از دیدگاه علامه جعفری» به موضوعاتی همچون «چیستی تمدن، مبانی فلسفی تمدن پژوهی، اصول فلسفی غیر مشروط در تمدن پژوهی، اصول فلسفی مشروط در تمدن پژوهی، وحدت و یکپارچگی در تمدن، سیاست و تمدن، غایت تمدن، عوامل بروز و اعتلای تمدن ها، عوامل فروشی تمدن ها» مورد توجه نویسنده بوده است.

بخش چهارم کتاب «بررسی تطبیقی نظرات ابن خلدون و علامه جعفری» نام دارد و در آن «مقایسه نظرات ابن خلدون و علامه جغفری در چیستی تمدن، مقایسه مبانی فلسفی این خلدون و علامه جعفری، مقایسه تظرات ابن خلدون و علامه جعفری، در موضوعات مختلف« مورد اشاره قرار گرفته است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...