ششمین چاپ کتاب «زندگی روزمره‌ی تهی‌دستان شهری ۱۳۹۰ – ۱۳۹۲» نوشته علیرضا صادقی منتشر شد.

زندگی روزمره‌ی تهی‌دستان شهری ۱۳۹۰ – ۱۳۹۲» نوشته علیرضا صادقی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر آگاه ششمین چاپ کتاب «زندگی روزمره‌ی تهی‌دستان شهری ۱۳۹۰ – ۱۳۹۲» را با شمارگان ۲۲۰ نسخه، ۲۸۴ صفحه و بهای ۵۷ هزار تومان منتشر کرد.

این کتاب در اصل رساله دکتری نویسنده است که از طریق مصاحبه با ۱۴۰ نفر و سایر شیوه‌های کیفی همچون خوانش نامه‌های محلات مورد مطالعه به مراکز دولتی و… به بررسی زیست تهی‌دستان در شهر تهران می‌پردازد. صادقی در این کتاب کندوکاوی درباره زندگی روزمره تهیدستان شهری در سال‌های پس از انقلاب اقتصادی در ایران عمدتاً سال ۱۳۹۰ - ۱۳۹۲ انجام داده است. یک‌کار مهم نویسنده تحلیل پدیده شوک‌درمانی است که توسط دولتمردان نولیبرال برای جراحی اقتصاد ایران پیگیری می‌شود. طرحی که در یک موج جدید پوپولیستی در سطح ملی به مثابه رخدادی ناگزیر و زیر و رو کننده و به نفع توده‌ها تبلیغ شد. شیوه‌های امرار معاش ایرانیان، بحثی درباره مسکن مهر، مساله ریاضت اقتصادی و… از جمله تحلیل‌های درخشان نویسنده در این کتاب است.

کتاب هفت فصل دارد که عناوین آنها به ترتیب از این قرار است: «نظریه و روش»، «پوپولیسم نولیبرال»، «خیریه‌ای شدن بقا»، «دفاع از روشنایی خانه‌ها»، «خودمانی سازی بازار»، «پیشروی در روزهای سخت» و «موتورسواران معیشتی: شورشیان جدید خیابان». بحث پایانی کتاب نیز «بازاری شدن فزاینده قلمروهای غیررسمی».

نخستین فصل کتاب به بررسی و تعریف مفاهیم نولیبرالیسم، مطالعات تهی‌دستان، سیاست تهی‌دستان شهری، غیر رسمی‌سازی و پیشروی آرام اختصاص پیدا کرده است. در فصل دوم مباحثی چون گذار به پوپولیسم نو، انقلاب اقتصادی و بسیج تهی دستان، مبارزات آرام در حاشیه‌ها و… طرح شده‌اند.

در ادامه مطالب کتاب، به فعالیت خیریه‌ها و سازمان‌های مردم نهاد و مناسب شأن تهیدستان پرداخته می‌شود و کارکردهای آنها برای حکومت بندی، تشریح می‌شود. چگونگی مقاومت مشترک اقشار تهیدست در مقابل گران‌شدن بهای خدمات شهری، بررسی می‌شود و در پایان اثبات می‌شود که زندگی تهیدستان با «ترمینولوژی دو وجهی تسلیم / خیزش اعتراضی»، نمی‌تواند تحلیل و داوری شود.

نویسنده در فصل ششم کتاب به تفصیل موضوع مسکن تهی‌دستان را مورد بررسی قرار داده است. توسعه حاشیه‌نشینی در شهرها و حتی روستاها و از آن جالب‌تر توسعه عمودی خانه‌ها از طریق روابط غیررسمی و غیرقانونی بخشی از محتوای این کتاب را شامل می‌شود. نویسنده بررسی کرده که در جریان ریاضت اقتصادی جریان رسمی بازار و دولت آنچنان سفت و سخت گرفته‌اند که حتی در روستاها نیز بسیاری از افراد مجبور به اجاره‌نشینی شده‌اند.

در فصل انتهایی کتاب کتاب موضوع موتورسواران شهر تهران را بررسی می‌کند، پدیده‌ای که نویسنده آن را به «شورش» در خیابان تشبیه می‌کند. موتورسواران معیشتی برای گریز از بیکاری و بهبود بخشیدن به زندگی‌شان به خیابان‌ها هجوم آوردند و توانستند مسیرها و مکان‌های شهری را اشغال کنند و فضای اجتماعی را تغییر دهند. نویسنده این استراژی تهی‌دستان را تحت عنوان «سیاست خیابانی» و استفاده خلاقانه از فضای عمومی برای کسب معیشیت مفهوم‌سازی می‌کند.

مقدمه این‌کتاب با نامه یک کارگر تهیدست از اکبرآباد به رئیس جمهور وقت ایران، محمود احمدی نژاد آغاز می‌شود که نویسنده در بخشی از این متن نوشته است: «گروه‌های فاقد امتیاز اگرچه از حق چانه‌زنی سازمان‌یافته و نمایندگی سیاسی راستین برای دفاع از منافعشان محروم شده‌اند، پذیرندگان سربه‌راه و منفعل فرامین فرادستان هم نیستند، بلکه به نحوی متناسب و منعطف با شرایط سیاسی و اجتماعی زمانه در برابر «سیه‌روزی برنامه‌ریزی‌شده» مقاومت می‌کنند.

بر این مبنا کوشیده‌ام تا با روش رخدادنگاری از پایین، استراتژی‌ها و شیوه‌های عمل تهی‌دستان را برای ادامه‌ی بقا و بهبود بخشیدن به زندگی‌شان روایت کنم و نشان دهم که اجتماعات و جمعیت‌های پراکنده تهی‌دستان با تلاش‌های معمولی و پیش پا افتاده روزمره نقش خود را بر تغییرات اجتماعی وسیع‌تر حک کرده‌اند.»

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...