شهر ماگدبورگ آلمان برای عاشقان کتاب و ادبیات، مقصد جذابی است. در این شهر مکان‌های منحصر به فردی برای مطالعه و پیدا کردن کتاب‌های خاص وجود دارد.

ماگدبورگ آلمان کتاب فروشی کتابخانه

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این شهر توانسته از طریق توجه به کتاب، گردشگران بسیاری را به سوی خود بکشاند. تجربه‌های کسب شده توسط مسئولان این شهر می‌تواند مورد اقتباس قرار بگیرد.

شهر ماگدبورگ آلمان برای عاشقان کتاب و ادبیات، مقصد جذابی است. در این شهر مکان‌های منحصر به فردی برای مطالعه و پیدا کردن کتاب‌های خاص وجود دارد. در این گزارش تلاش کرده‌ایم تا چند مقصد گردشگری ادبی در ماگدبورگ را معرفی کنیم.

فابولاریوم

یکی از جذاب‌ترین مقاصد گردشگری مربوط به کتاب در ماگدبورگ، فابولاریوم است. این مکان، فروشگاه تخصصی مربوط به کتاب است که در آن، همه کتاب‌ها براساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، صاحب این کتاب‌فروشی به مشتریان خود، آثار ادبی از هر منطقه‌ از جهان و همچنین کتاب‌های منتخب کودکان و آثار مربوط به آشپزی را ارائه می‌دهد. محوطه ورودی کتاب‌فروشی نیز به یک گالری می‌رسد که درهای آن به روی هنرمندان و عکاسان محلی باز است. بسیاری از گردشگران در ماگدبورگ، فابولاریوم را یکی از زیباترین کتابفروشی‌های آلمان می‌دانند.

باشگاه ادبیات

بیش از ده سال است که علاقه‌مندان به ادبیات، در تئاتر ماگدبورگ گرد هم می‌آیند تا هر ماه، یک کتاب را نقد کنند. کتاب‌ها از قبل در شبکه‌های اجتماعی باشگاه ادبیات تئاتر ماگدبورگ پیشنهاد داده و انتخاب می‌شود. در میان کتاب‌هایی که تاکنون به نقد گذاشته شده است، آثار معروف نویسندگانی مانند کافکا نیز وجود دارد. هنگام بحث درباره کتاب‌ها، شرایط نگارش آن‌ها و زندگی‌نامه نویسندگان نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد. گردشگران می‌توانند از طریق وب‌سایت تئاتر ماگدبورگ برای شرکت در جلسات نقد کتاب، ثبت‌نام کنند.

تبادل کتاب در خیابان

در خیابان‌های شهر ماگدبورگ، قفسه‌هایی برای نگهداری کتاب وجود دارد که به رهگذران این امکان را می‌دهد تا کتاب‌هایی که خوانده‌اند را برای سایر افراد بگذارند و از کتاب‌های موجود در قفسه به صورت رایگان استفاده کنند. بدین‌ ترتیب، همه افراد می‌توانند با یکدیگر به تبادل کتاب و آثار ادبی بپردازند. برای گردشگران نیز فرصت خوبی است تا کتاب‌های جدیدی را به فهرست مطالعات خود اضافه کنند.

ماگدبورگ آلمان کتاب فروشی کتابخانه

کارگاه نویسندگی

کارگاه نویسندگی خلاق در ماگدبورگ نیز طرفداران زیادی در میان گردشگران و علاقمندان به ادبیات دارد. افرادی که علاقه به نویسندگی دارند و می‌خواهند آثارشان را با سایر افراد به اشتراک بگذارند، می‌توانند از کارگاه نویسندگی خلاق ماگدبورگ استفاده کنند. در این کارگاه که توسط گروهی از نویسندگان جوان شکل گرفته است، شرکت‌کنندگان، متن‌های خود را با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند و در کنار یکدیگر قهوه و چای می‌نوشند. علاوه بر این، استودیوی نویسندگی ورتشاتز نیز کارگاهی برای زنان نویسنده است که چهارشنبه اول هر ماه در خانه ادبیات ماگدبورگ برگزار می‌شود. جالب است بدانید که گردشگران زیادی در این کارگاه‌ها شرکت می‌کنند.

کتاب‌خوانی در قطار

آنت گروشنر، نویسنده آلمانی نیز هر از گاهی در تراموای شماره ۴ ماگدبورگ، برنامه‌ای برای دیدار با مخاطبان کتاب‌هایش برگزار می‌کند. او در این برنامه‌ها، کتاب‌هایش را برای مخاطبانش می‌خواند و با آن‌ها به بحث می‌پردازد. جالب است بدانید که تاریخ‌های مربوط به این رویداد و فروش بلیط در ایستگاه‌های آتش نشانی اطلاع‌رسانی می‌شود.

هفته‌های ادبیات ماگدبورگ

ماگدبورگ برای سی‌ویکمین بار در سپتامبر و اکتبر ۲۰۲۲، میزبان هفته‌های ادبیات خواهد شد. در این رویداد، برنامه‌های کتاب‌خوانی و جلسات نقد و بررسی کتاب‌ها برگزار می‌شود. مسئولان شهر امیدوارند که علاقمندان به کتاب از اقصی‌نقاط جهان برای این رویداد به ماگدبورگ بیایند.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...