کتاب‌های «چرا به جوجه اردک کلوچه دادند؟» [The duckling gets a cookie!?] و «کبوتر باید حمّام کند!» [The duckling gets a cookie] به نویسندگی و تصویرگری مو ویلمز [Mo Willems] توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ سوم رسیدند.

 چرا به جوجه اردک کلوچه دادند؟» [The duckling gets a cookie!?] و «کبوتر باید حمّام کند!» [The duckling gets a cookie!?] Mo Willems

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، ترجمه‌ این دو کتاب با داستان‌های تربیتی را پرناز نیری بر عهده داشته است.

انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان این کتاب‌ها را با رعایت قوانین بین‌المللی نشر (کپی رایت) و اجازه‌ی رسمی آژانس ادبی نویسنده از کشور آمریکا منتشر کرده است.

کتاب «چرا به جوجه اردک کلوچه دادند؟» برای کودکان بالای هفت سال (نوجوان) و کتاب «کبوتر باید حمّام کند!» برای کودکان چهار سال به بالا (نوباوه) منتشر شده است. کتاب «کبوتر باید حمّام کند!» در سال ۲۰۱۴ به عنوان کتاب سال سایت «گود ریدز» انتخاب شده است.

در کتاب «چرا به جوجه اردک کلوچه دادند؟» کبوتر به دنبال دلیل این موضوع می‌گردد که چرا به جوجه اردک مهربان کلوچه دادند آن هم کلوچه‌ای که گردو و فندق دارد....

این دو کتاب ۳۶ صفحه‌ای در سال ۱۳۹۵ برای اولین بار توسط انتشارات کانون پرورش فکری با قطع خشتی منتشر شد و اکنون هر دو با شمارگان ۱۰ هزار نسخه به چاپ سوم رسیده‌اند. در این‌نوبت چاپ، کتاب «چرا به جوجه اردک کلوچه دادند؟» با قیمت ۱۱ هزار تومان و «کبوتر باید حمّام کند!» با قیمت ۱۴ هزار تومان عرضه شده است.

پیش‌تر نیز از این مجموعه، دو کتابِ «نگذار کبوتر تا دیروقت بیدار بماند!» و «به کبوتر اجازه نده اتوبوس براند!» توسط کانون پرورش فکری چاپ شده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...