ایرنا- انتشارات نیستان به‌تازگی جلد چهارم مجموعه خوشمزه‌های اندیشه با عنوان «روزی که خورشید قهر کرد» و جلد دهم قصه‌های آبدار به نام «یک درخت، یک گنجشک» را با ارائه مفاهیم مرتبط با درس‌های زندگی از جمله مسوولیت فردی برای گروه سنی «ب» منتشر کرده است.

گروه سنی «ب» سال‌های آغاز دبستان (اول، دوم و سوم) را شامل می‌شود. دوره ابتدای دبستان، زمانی است که کودک توانایی درک روابط علی و معلولی و مسائل منطقی ساده را دارد، زبان را فراگرفته و خط را می‌شناسد و می‌تواند داستان‌های ساده درباره روابط بین انسان‌ها و مفاهیم تربیتی را درک کند. یکی دیگر از ویژگی‌های کودک این گروه سنی توانایی یادگیری و قدرت حافظه اوست که در نگارش و انتخاب کتاب می‌تواند مورد توجه باشد. 

کتاب یک درخت، یک گنجشک داستانی کوتاه، به­ ظاهر ساده و کودکانه اما پر از اندیشه و پیچیده شده در لایه‌های فلسفی است، کتابی که می­‌تواند نقطه­ اتکایی برای گفتگوهای فلسفی عمیق با کودکان باشد و آنها را به سطحی دیگر از مشاهده ­کردن، شناختن و بررسی پدیده­‌های گوناگون جهان هستی و عملکرد انسان­­‌ها فرا­بخواند.

دهمین جلد از مجموعه­­ قصه­‌های آبدار به قلم سارا معتمد از دوستی‌های دوران بچگی شروع شده و به تصمیم­‌های بزرگسالی می­‌رسد. این اثر، با شروعی آشنا برای کودکان و تصاویری متناسب با تخیل فعال گروه سنی مخاطب خود، داستانی تمثیلی را به شکلی ساده بیان می‌­نماید.

ماجرای یک رودخانه، یک درخت و یک گنجشگ که از وقتی یادشان می­ آمد با هم دوست بودند. نرگس نیکویی تصویرگر کتاب با نشان دادن رودخانه به شکل زنی جوان با چهره و پوششی آشنا برای بچه­‌های ایرانی و بهره­ گیری از شکل‌های مشابه نقش­ه‌ای اسلیمی، فضایی خاص برای کتاب خلق کرده­ است.

«رودخانه و درخت و گنجشگ هر روز کنار هم می‌نشستند و از هر چه دیده بودند برای هم تعریف می‌کردند. این جمله با چنان تصویر آرامبخش و خیال انگیزی همراه شده که مخاطب اصلا نمی‌تواند حدس بزند به زودی با فاجعه روبه رو خواهد شد.داستان چنین ادامه پیدا می کند: سه دوست در دنیای زیبای خود از دیده‌های روزانه برای هم می‌گفتند تا «یک روز که، رودخانه اول صبح که از خواب بیدار شد، گفت: من دیگر از رفتن خسته شده‌ام. می خواهم یک جا بمانم...»

تصمیمی ساده و به ظاهر شخصی که از سوی دوستان با واکنش اولیه‌ای جز خنده روبه‌رو نمی‌شود؛ اما در نهایت، نه تنها بر سرنوشت خود رود، بلکه بر زندگی هر سه نفرشان اثر می‌گذارد و عاقبتی را به دنبال می‌آورد که هیچ شباهتی به ابتدای داستان ندارد.

یک درخت، یک گنجشک برخلاف روال پذیرفته­ شده و مرسوم ادبیات کودک، تباهی را از نظرگاه ‌ها دور نگه­ نمی‌­دارد. خواننده­ دبستانی این کتاب، درست مثل فردی بزرگسال با نتایج تصمیم رود، رو در رو می‌­شود و چهره­ بی­رحم و خشن زندگی را هم می­‌بیند. پدیدآورندگان نخواسته اند دنیا را به شکل بهشتی بی ‌مشکل نمایش دهند. این رویکرد برای نسلی که با مفاهیمی همچون مسوولیت­ پذیری و صرفنظر کردن از لذت و شادی لحظه ‌ای آشنایی چندانی ندارند، می­‌تواند جدید و آگاهی‌­­بخش باشد.

مفهوم وظیفه در قبال دوستان را می‌­توان در این کتاب دید اما آنچه بیشتر توجه را جلب می‌­کند، مسوولیت فردیست. مسائلی که جای بحث و گفت‌وگو بسیار دارد و می­تواند به والدین، معلمان و تسهیل‌گران کتابخوانی کمک کند تا مهارت ‌های زندگی را از شکل انتزاعی و غیرقابل فهم درآورده و به سطح تجربه ­های روزمره­ کودکان نزدیک کنند.

روزی که خورشید قهر کرد

کارشناسان تعلیم و تربیت، این روزها بر فقدان توانایی همکاری و مشارکت بین کودکان تاکید بسیاری دارند. از نظر آنان، بچه ‌های امروز به مراتب، بیشتر از همتایان خود در نسل­‌های قبل به دنبال موفقیت شخصی هستند و درک چندانی از کار گروهی ندارند. مجموعه­ اندیشه­ های خوشمزه به این مساله نظر دارد که با استفاده از ابزار هنر و داستان­‌گویی به بچه­ ها کمک کند. چهارمین جلد از مجموعه اندیشه های خوشمزه با عنوان روزی که خورشید قهر کرد به قلم هادی خورشاهیان و تصویرگری منان عشینی برای رده سنی ۷ تا ۹ سال نوشته شده است.

«شاعران فقط برای ماه شعر می‌گفتند، عکاسان فقط از ماه عکس می‌گرفتند. بچه‌ها فقط به ماه نگاه می‌کردند؛ همه این چیزها باعث شد خورشید از دست آدم‌ها ناراحت شود و یک تکه ابر بزرگ و سفید را بکشد جلوی صورتش تا مردم او را نبینند، چون ابر بزرگ سفید بود، زمین خیلی تاریک نشد ولی کم کم هوا سرد شد و برف روی قله‌ها آب نشد و آب‌ها بخار نشد و دوباره برف و باران نیامد... یک روز یکی از بچه‌های جهان به اسم میکاییل که زیاد کتاب می‌خواند گفت: من یک راه خوب پیدا کرده ام، همه از او پرسیدند: چه راهی؟...»

[«روزی که خورشید قهر کرد» در 24صفحه و با قیمت 18هزار تومان توسط کتاب نیستان منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...