کتاب «رمز و داستان‌های رمزی در ادب فارسی» نوشته تقی پورنامداریان شامل تحلیلی از داستان‌های عرفانی-فلسفی ابن سینا و سهروردی به چاپ دهم رسید.

رمز و داستان‌های رمزی در ادب فارسی» نوشته تقی پورنامداریان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ تقی پورنامداریان در این کتاب پس از ارائه مقدمه، نخست مفهوم رمز و سمبل را توضیح می‌دهد و نظریاتی را در باب رمز، به همراه تعریف آن ارائه می‌کند. در ادامه ارتباط رمز و صور خیال با معنی، زمینه و انگیزه های رمزگرایی، نحوه برخورد با معرفت، شعر و رمز، رمز در قرآن، احادیث، تفاسیر و تاویل، تمثیل، اساطیر و داستان‌های پیغمبران، تفاوت مثل و قصه رمزی، داستان‌های رمزی و مضامین آنها، مسیر سفر روح و بسیاری از موضوعات دیگر مورد بررسی قرار می‌گیرد. بخش‌های انتهایی کتاب به رموز عالم کبیر و صغیر می‌پردازد که از زیربخش‌های بسیاری تشکیل شده است. در پایان بعد از بخش پرنده و رساله الطیرها، ضمیمه‌ای از «شهاب الدین یحیی سهروردی»، «ابن سینا» و داستان‌های رمزی قرار گرفته است.

در توضیح رمزهای داستان‌ها سعی شده که بیشتر به رمزهای اصلی که فهم کلی داستان‌مایه منوط به درک و شناخت آنها و طرح و ساخت داستان استوار بر پایه آنهاست، بپردازد. رمزها در مورد اموری هستند که دانشمندان علم هنوز به طریق علمی در آن امور به نتیجه مشخصی نرسیدند. در دنیای قدیم که رویکرد علمی کمتر در جهان طبیعی جریان داشت رمزها و اسطوره‌ها جهان را تبیین می کردند. این را در داستان‌های رمزی ابن سینا و سهروردی می‌توان دید. در این داستان‌ها از عقول ده‌گانه، عالم صغیر، عالم کبیر به شکل رمزگونه‌ای سخن گفته می‌شود.

در قسمت ضمیمه این کتاب سه داستان رمزی از ابن سینا شامل «حی بن یقظان»، «رساله الطیر» و «سلامان و ابسال» شرح داده شده است که این سه داستان دوره کاملی از سلوک عرفانی و اشراقی را نشان می‌دهند. در داستان حی بن یقظان، سالک ضمن دیدار با فرشته مسیر سفر بازگشت به مشرق و موانع آن را می‌شناسد و فرشته پس از تعلیمات خود از او دعوت می‌کند که اگر می‌خواهد به دنبالش برود. در داستان رساله الطیر، سالک که اکنون به عمق غربت و گرفتاری خود پی برده است سفر را همراه مرغان دیگر آغاز می‌کند و به درگاه مَلک می‌رسد و از مَلک می‌خواهد که بقایای بند را از پایش بردارد؛ اما این دیدار وطن موقتی است و هنوز زمان اسارت او و نجات همیشگی اش از غربت فرا نرسیده است. در داستان «سلامان و ابسال»، با مرگ ابسال_که همان سالک داستان اول و مرغ واصل داستان دوم است که اکنون در عرفان به درجه کمال رسیده_ آزادی جاوید و بازگشت دایمی تحقق می‌پذیرد و دوره سلوک نفس به انجام می‌رسد.

کتاب حدود شش داستان رمزی هم از شهاب‌الدین یحیی سهروردی دارد از جمله قصه غربت غربی، آواز پر جبرئیل، عقل سرخ و… که نمادهای عرفانی و فلسفی آن‌ها هم بررسی شده است. در انتهای کتاب نیز نویسنده پس از بررسی سمبل‌ها و رمزها، خلاصه‌ای از داستان‌ها را برای درک بهتر مخاطب آورده است.

انتشارات علمی و فرهنگی کتاب «رمز و داستان‌های رمزی در ادب فارسی» نوشته تقی پورنامداریان را در ۵۹۹ صفحه و قیمت ۴۵۰ هزار تومان عرضه کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...