«تلاقی ایمان: تلفیق عقائد مذهبی و جدال بر سر آن؛ مطالعه موردی مرقد صوفیه در شمال شرقی اتیوپی» کتابی است در بررسی کارکرد مسجد تروسینا در شمال شرقی اتیوپی و همچنین تحلیل آیین‌هایی که در این نهاد مذهبی برپا می‌شود.

تلاقی ایمان: تلفیق عقائد مذهبی و جدال بر سر آن؛ مطالعه موردی مرقد صوفیه در شمال شرقی اتیوپی» Faith at the Crossroads: Religious Syncretism and Dispute Settlement in Northern Ethiopia: A Study of Sufi Shrine in North Eastern Ethiopia  زلک ارسو (Meron Zeleke Eresso)

به گزارش کتاب نیوز، رایزنی فرهنگی ایران در اتیوپی در تازه‌ترین مطلب ارسالی خود به ایبنا به معرفی یک کتاب مهم درباره یکی از مراکز عقیدتی مسلمانان این کشور پرداخته است.

این کتاب «تلاقی ایمان: تلفیق عقائد مذهبی و جدال بر سر آن؛ مطالعه موردی مرقد صوفیه در شمال شرقی اتیوپی» Faith at the Crossroads: Religious Syncretism and Dispute Settlement in Northern Ethiopia: A Study of Sufi Shrine in North Eastern Ethiopia نام دارد که در ۲۰۱ صفحه و به زبان‌های انگلیسی و فرانسوی توسط انتشارات هاراسوئیتز آلمان منتشر شده است.

این کتاب بر اساس مطالعات خانم زلک ارسو (Meron Zeleke Eresso) سردبیر مجله حقوق بشر اتیوپی از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ در یک مسجد صوفی اسلامی به نام ترو سینا (Teru Sina) در شمال اتیوپی انجام شده است. او با بررسی آیین‌های مذهبی در این مسجد و مساجد مشابه آن به این نکته مهم اشاره کرد که این منطقه جایی است که مسیحیت، اسلام و ادیان سنتی در یکجا با یکدیگر زندگی می‌کنند و به اصطلاح منش و کنشی گفت‌وگویی و گفت‌وگو محور دارند.

نویسنده همچنین در این کتاب ضمن پرداختن به شکل‌گیری عادات و عرف دینی وفق دهنده، به بررسی عوامل مختلف تاثیرگذار در مولفه‌های برپاکننده مراسم‌های مذهبی در نسل‌های اول و دوم پس از شکل گیری این نهاد مذهبی می‌پردازد. علاوه بر این او تاثیر این عناصر را بر روی روند حل اختلافات مذهبی، در شورای محلی مذهبی خود با عنوان یاسایکوک سلوت (yaseykoc celot) که در این مسجد برگزار می‌شود به خوبی مورد تجزیه تحلیل قرار داده است.

این کتاب یک مکمل مفید برای تحلیل‌های دانشگاهی موجود در زمینه‌های انسان شناسی، مطالعات دینی و جامعه شناسی دینی در کشور اتیوپی به شمار می‌رود. کشوری که بیشتر مسلمانان از فرق مختلف اهل تصوف هستند و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز را به خوبی آموخته‌اند.

تلاقی ایمان: تلفیق عقائد مذهبی و جدال بر سر آن؛ مطالعه موردی مرقد صوفیه در شمال شرقی اتیوپی» Faith at the Crossroads: Religious Syncretism and Dispute Settlement in Northern Ethiopia: A Study of Sufi Shrine in North Eastern Ethiopia

مسجد Teru Sina، واقع در استان ولو در شمال شرقی اتیوپی، بین سال‌های ۱۹۴۳-۱۹۵۶ از چوب‌های بامبو، کاه و چوب ساخته شده است. ساختار دایره‌ای شکل آن ۲۵۰ متر مربع ، ۱۵ متر ارتفاع و بر روی ۴۰ ستون چوبی قرار داده شده است.

امروز، ترو سینا به عنوان مکانی برای ملاقات مسلمانان اتیوپی است و بخشی از آن نیز به عنوان مدرسه‌ای برای آموزش‌های دینی و علوم شرعی مورد استفاده قارر می‌گیرد. این مکان که در دل طبیعت واقع شده با صدای پرندگان و بوی درختان فرصتی برای استراحت را به بازدید کنندگان خود ارائه می‌دهد. در تعطیلات مذهبی، صدها نفر در این مکان جمع می‌شوند، حیواناتی را قربانی می‌کنند و شربت لیموناد طبیعی درست کرده و بین بازدیدکنندگان توزیع می‌کنند. بدین وسیله نذر آنها ادا می‌شود.

طبق یکی از نسخه‌های تاریخی موجود، شیخ سیرای محمد اول متولد ۱۸۷۵ این مسجد را به عنوان یک مرکز مذهبی بنیان نهاد. گفته می‌شود او در سال ۱۹۴۹ به منطقه ترو سینا نقل مکان کرده است، منطقه‌ای که در آن زمان با جنگ‌های قومی بین مردم اورومو و امهرا درگیر بوده است. او که به طریقه قادریه تعلق داشته است، توانسته بود بین دشمنان مذاکره کند و تاکنون روح صلح و دوستی و همزیستی بین مردم این منطقه برقرار است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...