کتاب «روزی که مسیح به صلیب کشیده نشد» نوشته سیدمهدی شجاعی برای مخاطبان کودک و نوجوان منتشر شد.

روزی که مسیح به صلیب کشیده نشد سیدمهدی شجاعی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در معرفی انتشارات کتاب نیستان از این کتاب آمده است: "سیدمهدی شجاعی که آثار گوناگونی در حوزه بازشناسی و بازروایی حوادث و شخصیت‌های تاریخ اسلام و پیامبران آسمانی برای مخاطبان کودک تالیف کرده است، در این کتاب روایت قرآن کریم از زندگی و زیست حضرت عیسی(ع) را بازخوانی می‌کند.

او در این کتاب زندگی و زیست حضرت عیسی(ع) را به صورت مجمل و از زمانه تولد و مبعوث شدن ایشان به پیامبری تا دعوت مردم منطقه اورشلیم به یکتاپرستی و ... را روایت کرده است.

شجاعی در این متن چنان‌چه در بخش پایانی به آن اشاره شده، روایت قرآن کریم از زندگی و زیست این پیامبر عظیم‌الشان را بازنویسی کرده و روایت‌های کتاب در زمینه فرجام این پیامبر نیز بر اساس متن قرآن کریم تالیف شده است.

کتاب در کنار این موضوع و نیز تاکید بسیار به ساده‌نویسی و مجمل‌گویی که خاص مخاطب کودک و نوجوان به شمار می‌رود از تصویرگری‌های فرهاد جمشیدی نیز بهره می‌برد."

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...