کتاب «روزی که مسیح به صلیب کشیده نشد» نوشته سیدمهدی شجاعی برای مخاطبان کودک و نوجوان منتشر شد.

روزی که مسیح به صلیب کشیده نشد سیدمهدی شجاعی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در معرفی انتشارات کتاب نیستان از این کتاب آمده است: "سیدمهدی شجاعی که آثار گوناگونی در حوزه بازشناسی و بازروایی حوادث و شخصیت‌های تاریخ اسلام و پیامبران آسمانی برای مخاطبان کودک تالیف کرده است، در این کتاب روایت قرآن کریم از زندگی و زیست حضرت عیسی(ع) را بازخوانی می‌کند.

او در این کتاب زندگی و زیست حضرت عیسی(ع) را به صورت مجمل و از زمانه تولد و مبعوث شدن ایشان به پیامبری تا دعوت مردم منطقه اورشلیم به یکتاپرستی و ... را روایت کرده است.

شجاعی در این متن چنان‌چه در بخش پایانی به آن اشاره شده، روایت قرآن کریم از زندگی و زیست این پیامبر عظیم‌الشان را بازنویسی کرده و روایت‌های کتاب در زمینه فرجام این پیامبر نیز بر اساس متن قرآن کریم تالیف شده است.

کتاب در کنار این موضوع و نیز تاکید بسیار به ساده‌نویسی و مجمل‌گویی که خاص مخاطب کودک و نوجوان به شمار می‌رود از تصویرگری‌های فرهاد جمشیدی نیز بهره می‌برد."

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...