کتاب «روزی که مسیح به صلیب کشیده نشد» نوشته سیدمهدی شجاعی برای مخاطبان کودک و نوجوان منتشر شد.

روزی که مسیح به صلیب کشیده نشد سیدمهدی شجاعی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در معرفی انتشارات کتاب نیستان از این کتاب آمده است: "سیدمهدی شجاعی که آثار گوناگونی در حوزه بازشناسی و بازروایی حوادث و شخصیت‌های تاریخ اسلام و پیامبران آسمانی برای مخاطبان کودک تالیف کرده است، در این کتاب روایت قرآن کریم از زندگی و زیست حضرت عیسی(ع) را بازخوانی می‌کند.

او در این کتاب زندگی و زیست حضرت عیسی(ع) را به صورت مجمل و از زمانه تولد و مبعوث شدن ایشان به پیامبری تا دعوت مردم منطقه اورشلیم به یکتاپرستی و ... را روایت کرده است.

شجاعی در این متن چنان‌چه در بخش پایانی به آن اشاره شده، روایت قرآن کریم از زندگی و زیست این پیامبر عظیم‌الشان را بازنویسی کرده و روایت‌های کتاب در زمینه فرجام این پیامبر نیز بر اساس متن قرآن کریم تالیف شده است.

کتاب در کنار این موضوع و نیز تاکید بسیار به ساده‌نویسی و مجمل‌گویی که خاص مخاطب کودک و نوجوان به شمار می‌رود از تصویرگری‌های فرهاد جمشیدی نیز بهره می‌برد."

................ هر روز با کتاب ...............

جستجوی یک دوچرخه‌ی دزدیده‌شده بهانه‌ای به دست نویسنده می‌دهد تا از بیکاری در کشوری سخن گوید که نیم قرن است از این درد رنج می‌کشد... در این رهگذر، محله‌های فقیر و مردمان آن توصیف شده‌اند: دزدان و همدستان آنها، روسپیان و پااندازان، و تاجران مشکوک... شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند که پلیس را درگیر این داستان کند، اما کاملاً شکست می‌خورد... با وساطت روسپی می‌تواند دوچرخه‌اش را دوباره از دزد خریداری کند ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...