سایمون کریچلی دبیر «مجموعه چگونه بخوانیم» کارشناسان حوزه‌های مختلف فلسفی را برای معرفی فلاسفه به کار گرفت. تاکنون ترجمه فارسی پنج عنوان از این مجموعه منتشر شده‌اند که «چگونه سارتر بخوانیم» آخرین آنهاست.

به گزارش ایبنا، ترجمه فارسی این مجموعه از سوی انتشارات رخداد نو منتشر می‌شود.

علی خالقی، مدیر داخلی این انتشارات در این باره به «ایبنا» گفت: تاکنون مجلدات هایدگر، ویتگشنتاین، کرکگور و هیتلر از این مجموعه منتشر شده‌اند.

به گفته او «چگونه سارتر بخوانیم» با ترجمه نادر فتوره‌چی به تازگی از همین مجموعه منتشر شد و یکی از کتاب‌های تازه انتشارات رخدادنو در نمایشگاه کتاب نیز به شمار می‌آید.

خالقی مجلدات این مجموعه را مقدماتی و ویژه آشنایی با فلاسفه دانست و گفت: مجموعه‌های مشابه نیز در بازار نشر کشورمان فراوان‌اند، اما تفاوت این کتاب، استناد به متن فلاسفه و بررسی اندیشه آنان توسط کتاب‌هایشان است.

وی درباره کتاب‌های جدید رخدادنو در نمایشگاه کتاب گفت: «می 68 در فرانسه» اثر ژیل دلوز، «گراماتولوژی» اثر ژاک دریدا، نظریه‌های جامعه‌شناس در قرن بیستم»، «متافیزیک واقعیت مجازی» و «دین و دولت در عصر مدرن» کتاب‌های جدید ما در نمایشگاه بین‌المللی تهران به شمار می‌آیند.

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...