ایبنا: مسوول انتشارات «دارالحدیث» قم از چاپ نخست مجموعه دو جلدی کتاب «مصابیح‌الانوار فی حل مشکلات ‌الاخبار» خبر داد و گفت: مولف در این اثر به شرح و تفسیر حدود 363 حدیث و روایات مشکل قرآنی پرداخته است.

محمدجعفر تجلی در این باره اظهار داشت: احادیثی که از سوی ائمه اطهار(ع) مطرح شده‌اند، در طول زمان در فهم آنها به دلیل نقل قول شدن از زبان افراد مختلف، ابهاماتی رخ داده که مولف برای رفع این ابهام‌ها، کتاب «مصابیح‌الانوار فی حل مشکلات ‌الاخبار» را به رشته تحریر درآورده است.

وی ادامه داد: احادیث مربوط به قضا و قدر، خیر و شر، خلود در عذاب، مباحثه میان امام رضا(ع) و مرد مسیحی، از جمله احادیثی‌اند که برای برخی افراد جامعه قابل فهم نیستند. بنابراین، مرحوم سید عبدالله شبر، مولف اثر «مصابیح‌الانوار فی حل مشکلات‌الاخبار» در این کتاب به تفسیر آنها به زبانی عامیانه پرداخته است.

مسوول انتشارات «دارالحدیث» قم تصریح کرد: 14 صفحه از این نوشتار به معرفی زندگی‌نامه، آثار مکتوب، استادان، شاگردان و مسایل و رویدادهای مهم زندگی مرحوم سید عبدالله شبر اختصاص دارد.

تجلی در پایان گفت: «عقیده و اصول دین»، «تفسیر قرآن» و «اصول فقه» از دیگر آثاری‌اند که به قلم مرحوم سید عبدالله شبر به رشته تحریر درآمده‌اند.

چاپ نخست کتاب «مصابیح‌الانوار فی حل مشکلات‌الاخبار» اثر مرحوم سید عبدالله شبر در شمارگان 1000 نسخه، 1400 صفحه و بهای 230 هزار ریال به تازگی از سوی انتشارات «دارالحدیث» قم راهی بازار نشر شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...