کتاب «مؤلفه‌های اساسی حیات معنوی سلوکی در اسلام» نوشته علی امینی‌نژاد توسط انتشارات آل احمد و موسسه آموزشی پژوهشی نفحات منتشر شد.

رهبانیت متعالی اسلامی علی امینی‌نژاد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، دفتر اول کتاب «رهبانیت متعالی اسلامی» با عنوان «مؤلفه‌های اساسی حیات معنوی سلوکی در اسلام» نوشته علی امینی‌نژاد استاد فلسفه و عرفان اسلامی به بهای ۸۰ هزار تومان منتشر شد.

هیچ دینی از رهبانیت جدا نیست. با این حال رهبانیت دینی به حسب شرائط تحول یافت و در ادیان مختلف در قالب های گوناگونی ظهور کرد. بررسی متون اسلامی – آیات و روایات – نشان می دهد برترین سطح رهبانیت در اسلام بروز یافته است.

رهبانیت متعالی اسلامی – در نقطه اوج خود – از خود گذشتن و مراتب فنا را در قالب خدمت به خلق، امر به معروف و نهی از منکر و به خصوص در جهاد و ریخته شدن خون ظهور می‌دهد. جوع و گرسنگی را در آئین روزه های واجب و مستحب، سیاحت و رنج دل به کوه و صحرا زدن را در چهره جهاد و حج‌های واجب و مستحب و بریدن از شهوات را در قالب اعتکاف‌های پی در پی بروز و ظهور می‌دهد.

اسلام رهبانیت را به متن حضور اجتماعی کشانده است به گونه ای که نمونه اعلای رهبانیت اسلامی در حیات شاگرد سلوکی رسول اللّه (صلی الله علیه و آله و سلم)، امیرمؤمنان و امام موحدان علی (علیه السلام) مجسم شده است.

در بخش سخن ناشر آمده است:

وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در کنار ثمرات فزاینده ای که در فضای اجتماعی سیاسی داشت، موجب شد پرسشهای جدید و گسترده ای در ابعاد مختلف دین و زندگی دینی مطرح شود. در واقع این پرسش ها زمینه را برای به سخن درآوردن متون دینی در ابعاد مختلف خود، فراهم کرد. یکی از پرسش های مهم این بود که چگونه میان حیات و حضور اجتماعی و جهاد و مبارزه سیاسی با معنویت و ارزشهای معنوی اخلاقی می توان جمع کرد؟ اساساً در سبک زیست اسلامی چنین جمعی مقدور و مطلوب است؟ این پرسش و پرسش هایی از این دست منشأ شکل گیری پژوهشهایی در حوزه معنویت اسلامی شده است و البته این فضا تا رسیدن به نقطه های بایسته فاصله ای جدی دارد. اثر حاضر در همین فضا گام برداشته و تلاش نموده است مؤلفه های معنویت اسلامی را با زاویه ای ویژه کنکاش نماید.

در بخشی از مقدمه این اثر به قلم امینی نژاد نیز آمده است:

این اثر بر این باور است که رهبانیت اختصاصی به دین عیسوی نداشته و در همه ادیان وجود داشته است و تنها به حسب شرایط زمانی و مکانی و مسائل درون دینی به گونه ها و مدل های مختلفی ظهور کرده است. اسلام نیز از این قاعده مستثنا نیست و به همین جهت هیچ تردیدی نمی توان کرد که نه تنها در اسلام رهبانیت وجود دارد، بلکه اسلام به عنوان آخرین دین و کامل ترین پیامهای الهی به طراحی نظامی متعالی و مترقی از رهبانیت دست یازیده که توجه به همه مؤلفه ها و ابعاد آن دقت در جامعیت آن به لحاظ برطرف کردن نیازهای فطری انسان دوره ختمی چشم ها را خیره می کند و وجه دیگری از هیمنه اسلام و اعجاز قرآن را آشکار می سازد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...