«کنش‌پذیری ریشه‌ای: لویناس، بلانشو و آ گامبن» [Radical Passivity: Levinas, Blanchot, and Agamben] اثر تامس کارل وال [Thomas Carl Wall] با ترجمه لیلا کوچک‌منش منتشر شد.

کنش‌پذیری ریشه‌ای: لویناس، بلانشو و آ گامبن» [Radical Passivity: Levinas, Blanchot, and Agamben] اثر تامس کارل وال [Thomas Carl Wall]

به گزارش کتاب نیوز، توماس کارل وال (1954- ) فیلسوف و نظریه‌پرداز آمریکایی است. ناشر در معرفی این اثر آورده است:

کتاب «کنش‌پذیری ریشه‌ای» مفهوم کنش‌پذیری را در آثار لویناس، بلانشو و آگامبن بررسی می‌کند؛ سه متفکر بزرگ با ساحت اندیشه‌ای منحصربه‌فرد، که نوشته‌هایشان به قطع نگرش ادبی و فلسفی دوران ما را متحول کرده است. کارل مفهوم کنش‌پذیری را، آن‌گونه که این سه متفکر آن را به کار بسته‌اند، در بستر اندیشۀ هایدگر و کانت قرار می‌دهد، و استدلال می‌کند که هر فهم فلسفی از اخلاق لویناسی، زیبایی‌شناسی بلانشویی و اجتماع آگامبنی باید با فهمی از «منطق» کنش‌پذیری، که در حقیقت از تحلیل کانت از شاکله‌های استعلایی نشأت گرفته است، آغاز شود.

«کنش‌پذیری ریشه‌ای: لویناس، بلانشو، و آ گامبن» اثر تامس کارل وال در 217 صفحه و قیمت 75 هزارتومان توسط نشر بیدگل منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...