«کنش‌پذیری ریشه‌ای: لویناس، بلانشو و آ گامبن» [Radical Passivity: Levinas, Blanchot, and Agamben] اثر تامس کارل وال [Thomas Carl Wall] با ترجمه لیلا کوچک‌منش منتشر شد.

کنش‌پذیری ریشه‌ای: لویناس، بلانشو و آ گامبن» [Radical Passivity: Levinas, Blanchot, and Agamben] اثر تامس کارل وال [Thomas Carl Wall]

به گزارش کتاب نیوز، توماس کارل وال (1954- ) فیلسوف و نظریه‌پرداز آمریکایی است. ناشر در معرفی این اثر آورده است:

کتاب «کنش‌پذیری ریشه‌ای» مفهوم کنش‌پذیری را در آثار لویناس، بلانشو و آگامبن بررسی می‌کند؛ سه متفکر بزرگ با ساحت اندیشه‌ای منحصربه‌فرد، که نوشته‌هایشان به قطع نگرش ادبی و فلسفی دوران ما را متحول کرده است. کارل مفهوم کنش‌پذیری را، آن‌گونه که این سه متفکر آن را به کار بسته‌اند، در بستر اندیشۀ هایدگر و کانت قرار می‌دهد، و استدلال می‌کند که هر فهم فلسفی از اخلاق لویناسی، زیبایی‌شناسی بلانشویی و اجتماع آگامبنی باید با فهمی از «منطق» کنش‌پذیری، که در حقیقت از تحلیل کانت از شاکله‌های استعلایی نشأت گرفته است، آغاز شود.

«کنش‌پذیری ریشه‌ای: لویناس، بلانشو، و آ گامبن» اثر تامس کارل وال در 217 صفحه و قیمت 75 هزارتومان توسط نشر بیدگل منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...