کتاب «مسئله خلق قرآن از منظر ولفسن» اثر علیرضا اسعدی در 172 صفحه منتشر شد.

مسئله خلق قرآن از منظر ولفسن علیرضا اسعدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، از موضوعات بسیار جذاب برای خاورشناسان، پژوهش و تحقیق در حوزه اسلام به مثابه آخرین دین الهی و دین بیشتر ملل شرق است. دامنه ورود مستشرقان به حوزه مطالعات مربوط به اسلام و مسلمانان به قدری گسترده است که شاید بتوان ادعا کرد هیج موضوعی در این حوزه نیست که مسشرقان به پژوهش و مطالعه درباره آن نپرداخته و آثاری درباره آن تألیف نکرده باشند ؛البته نمی توان انگیزه و هدف همه خاورشناسان یکی دانست.

نویسنده در این اثر کوشیده است ضمن اشاره کوتاه به تاریخچه و دیدگاه های مطرح در زمینه خلق قرآن به تبیین دیدگاه ولفسن پرداخته و نشان داده است که وی در کتاب «فلسفه علم کلام»، در مسئله خلق قرآن هم به لحاظ روشی و هم به لحاظ محتوایی دچار اشتباهاتی شده که حاصل پژوهش او را تحت تأثیر خود قرار داده است.

ولسفن علی رغم این ادعا که صرفاً در پی نشان دادن «بازتاب» آموزه های مسیحی در کلام اسلامی است، به طور مکرر از «تأثیر» آن آموزه ها در کلام اسلامی سخن می گوید و به گمان خود اثبات می کند متکلمان اسلامی در مسئله صفات الهی و به تبع مسئله خلق قرآن، از یهود و مسیحیت تأثیر پذیرفته اند.

این اثر در پنج فصل تألیف شده است؛ در فصل اول این اثر که با عنوان «نگاهی به مسئله خلق قرآن و رویکرد امامیه به آن» نگارش شده، در ابتدا پس از بیان دیدگاه هایی درباره کلام الهی، به بازتاب اجتماعی سیاسی مسئله خلق قرآن و موضع امامان شیعه نسبت به این مسئله پرداخته شده است.

در ادامه این فصل، دیدگاه متکلمان شیعه بررسی شده و ثمرات بحث کلام الهی تبیین می شود. در فصل دوم، به «روش شناسی و منابع» اشاره شده و چیستی روش فرضی استنتاجی و همچنین منابع مورد استفاده ولفسن بررسی شده است.

«خاستگاه مسئله صفات الهی» عنوان سومین فصل از این کتاب است که دیدگاه ها درباره خاستگاه آموزه صفات تبیین شده و همچنین به تبیین مفهومی واژه های معنا، شیء و صفت پرداخته شده است.

در فصل چهارم که با عنوان «خلق قرآن: پیشینه و انگیزه ها» تنظیم شده، نظریه های مبتنی بر قدمت قرآن با دو دیدگاه در خصوص اثبات و انکار قرآن از پیش موجود و آسمانی تشریح شده است و سپس بررسی و نقدهایی نسبت به آنها به رشته تحریر درآمده و سپس، کاربرد واژه مخلوق برای قرآن به همراه بررسی و نقد آورده شده است.

در پنجمین و آخرین فصل از کتاب مذکور، «صورت کتاب پیدا کردن قرآن» از دیدگاه ولفسن تبیین شده و پس از بررسی و نقد آن، »حقیقت لوح محفوظ و ربط و نسبت قرآن با آن» از منظر وی تشریح شده است و در ادامه، نظریه هایی در این باره به همراه بررسی و نقد آنها تبیین شده است.

کتاب «مسئله خلق قرآن از منظر ولفسن» اثر علیرضا اسعدی در172 صفحه و با قیمت 40هزار تومان توسط پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...