ولادیمیر الکسویچ ایوانف [Vladimir Alekseevich Ivanov] یکی از مهمترین پژوهشگران در حوزه مطالعات اسماعیلیه است که تا امروز نیز آثار و پژوهش‌های او در این زمینه مورد استفاده و بررسی علاقمندان است.

ولادیمیر الکسویچ ایوانف [Vladimir Alekseevich Ivanov] اهل حق کردستان» (The Truth-worshippers of Kurdistan)

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «اهل حق کردستان» (The Truth-worshippers of Kurdistan) در سال 1950 به وسیله ولادیمیر الکسویچ ایوانف به نگارش درآمده است، ایوانف یکی از مهمترین پژوهشگران در حوزه مطالعات اسماعیلیه است که تا امروز نیز آثار و پژوهش‌های او در این زمینه مورد استفاده و بررسی علاقمندان است، او کتاب اهل حق کردستان را در ادامه پژوهش‌هایش در زمینه اسماعیلیه و ادبیات آن به نگارش در‌آورد. هرچند منابع اصیل یاری را در دسترس نداشت و هرگز به مراکز آیینی یارسان سفر نکرد، اما توانست بخشی از یارسانیان تهران، ورامین، شیراز و ... و منابع آیینیشان را با بیشترین دقت ممکن در زمان خود مورد بررسی و مطالعه قرار دهد.

اثر «اهل حق کردستان» مبتنی بر بررسی و مطالعه نسخ مربوط به «آیین یاری» که نویسنده در مکانهای کوناگونی چون ورامین، شیراز، سبزوار و نیشابور یافته می‌باشد، ایوانف با بررسی نسخ یاد شده و همچنین محتوای حاصل از انجام مصاحبه‌های میدانی با یارسانیانی که دور از مراکز یاری میزیسته اند در خلال دههای اولیه قرن بیست میلادی تا نیمه آن این اثر ارزشمند را خلق کرده است. کتاب اهل حق کردستان به دو بخش تقسیم می‌شود نخست پاره‌ای که نویسنده به بررسی تاریخی و دینشناسانه‌ای برای مطالعه ریشه‌های تاریخی این آیین زده است و در خلال آن بررسی‌ها با روش‌های متداول مطالعه تطبیقی ادیان این آیین و عناصری از آن را با مسیحیت، مهرپرستی، اسماعیلیه و صوفیه مورد سنجش قرار داده است.

او در بخش دوم کتاب به بررسی نسخه‌هایی از این آیین که در دسترسش بوده پرداخته و تقریبا نیمی از محتوای اثرش به مطالعه و تحلیل این متون تعلق دارد، باتوجه به متون در دسترس ایوانف این قسمت نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و نویسنده کوشیده ارتباط میان آنچه به عنوان سنت یارسان‌ها در مطالعات میدانی به دست آمده را با آنچه در متون آمده است بسنجد و تناظری یا زاویه میان آنها را مشخص کند، همین‌طور تلاش قابل توجهی برای فهم متون و ریشه‌های آنها به عمل آورده است. همین‌طور اثر ایوانف با توجه به زمان پژوهش و نگارشش در کنار نوشته‌های مینورسکی در این زمینه از ارزش بالایی برای بررسی و پژوهش‌های تاریخی و فرهنگی و جامعه‌شناسانه در مورد یارسانیان برخوردار است.

پیوست این اثر یعنی رسائل و متون اهل‌حق نیز از اهمیتی همسان و چه بسا فراتر از اثر ایوانف برخوردار است، مهترین بخش پیوست اثر تذکره اعلی است، این متن در سال 1291 ه ق. به نگارش (یا نسخه‌برداری) درآمده و خلاصه‌ای از کهن ترین متن آیینی یارسانیان یعنی «دیوان گوره» است.

همان‌طور که ایوانف اشاره کرده این اثر می‌تواند کوششی از سوی مطلعین و بزرگان آیینی یارسانیان در حوزه‌های جغرافیایی دور از مراکز یارسانیان باشد، بلکه در خلال آن ارتباط یارسانیان ساکن در مناطق یاد شده که اغلب ترک زبان و فارس زبان بوده‌اند با متون آیینی یاری به زبان گورانی قطع نشود. تذکره اعلی با محتوای قابل توجه و کاملش می‌تواند به تنهایی اثری قابل توجه در بررسی و مطالعه یاری و یارسان در حوزه‌های دور از مراکز ایینی یارسان به شمار آید. افزون بر آن متون دیگری مانند رسایل دراویشی از سبزوار و نیشابور که در آنها به طرح مباحثی درباره یاری و یارسان پرداخته‌اند نیز در پیوست کتاب کنجانده شده که در پژوهش‌ها در این زمینه قابل توجه هستند.

کتاب «اهل حق کردستان» با عنوان فرعی متون اهل حق به تصحیح و تحلیل و.ایوانف به ترجمه کسری حیدری در 436 صفحه به بهای 152 هزار تومان از سوی انتشارات حکمت کلمه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...