کتاب تصویری «استدلال‌های بد (هنر فراموش‌شده حرفِ حساب‌زدن)» [An illustrated book of bad arguments] نوشته علی الموسوی [Almossawi, Ali] با ترجمه حسین شیخ‌رضایی توسط انتشارات فاطمی منتشر و راهی بازار نشر شد.

استدلال‌های بد (هنر فراموش‌شده حرفِ حساب‌زدن)» [An illustrated book of bad arguments] نوشته علی الموسوی [Almossawi, Ali]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب تصویری «استدلال‌های بد (هنر فراموش‌شده حرفِ حساب‌زدن)» نوشته علی الموسوی به‌تازگی با ترجمه حسین شیخ‌رضایی توسط انتشارات فاطمی منتشر و راهی بازار نشر شده است. این‌کتاب یکی از عناوین مجموعه «کتاب‌های طوطی» است که بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی منتشر می‌کند.

نویسنده کتاب می‌گوید این‌کتاب را برای تازه‌واردان به حوزه استدلال منطقی نوشته است؛ به‌ویژه کسانی که به‌قول پاسکال چنان بار آمده‌اند که مطلب را با تصویر بهتر متوجه می‌شوند. او ۱۹ مورد از رایج‌ترین خطاهای استدلال را انتخاب کرده و برای هرکدام تصویر آورده و چندمثال ذکر کرده است. او اظهار امیدواری کرده با این‌کتاب، رایج‌ترین خطاهای استدلال را به مخاطبانش بشناساند.

علی الموسوی نویسنده این‌کتاب، کارشناس ارشد مهندسی سیستم‌ها از دانشگاه اِم آی تی و کارشناس ارشد مهندسی نرم‌افزار از دانشگاهی کارنگی ملون است. او همراه همسر و دخترش در سان‌فرانسیسکو زندگی می‌کند و در تیم متریکس موزیلا به‌عنوان طراح مصورسازی داده‌ها مشغول به کار است. او در این‌کتاب در پی شناساندن مفاهیمی مثل استدلال، گزاره، مقدمه، ابطال‌پذیر، استدلال استقرایی، قوی، قانع‌کننده، استدلال قیاسی، معتبر، صحیح، مغالطه منطقی، مغالطه صوری و مغالطه غیرصوری به بچه‌هاست. مغالطه‌هایی چون پهلوان‌پنبه و سراشیبی لغزنده هم از جمله مغالطه‌هایی هستند که مولف کتاب آن‌ها را معرفی کرده است.

علی‌ الموسوی می‌گوید چون برایش زیاد پیش آمده که در گفت‌وگوهای غیرمنطقی فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی گیر افتاده، تصمیم گرفته این‌کتاب را بنویسد.

این‌کتاب ۲۶ بخش دارد که به این‌ترتیب‌اند:

این کتاب برای چه‌کسانی نوشته شده است؟، پیش‌گفتار، مغالطه‌های منطقی، توسل به نتیجه، پهلوان‌پنبه، توسل به مرجع نامربوط، چندپهلویی، دوراهی نادرست، علتِ بی‌علت، توسل به ترس، تعمیم شتاب‌زده، توسل به جهل، اما نه اسکاتلندی‌های واقعی، مغالطه منشا، گناهِ شباهت، خطای عکس، خودت چی؟، سراشیبی لغزنده، توسل به اکثریت، حمله شخصی، استدلال دوری، ترکیب و تجزیه، نکته‌های پایانی، تعریف‌ها، فهرست منابع، درباره نویسنده و تصویرگر.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

زمانی که کسی حکمی کلی درباره مجموعه‌ای از چیزها ارائه می‌کند و با شواهدی روبه‌رو می‌شود که ادعایش را به چالش می‌کشد، ممکن است مرتکب این مغالطه شود؛ به این‌صورت که به جای اینکه در موضعش تجدیدنظر کند یا شواهد عرضه‌شده را زیر سوال ببرد، با تغییر دل‌بخواهیِ معیار عضویت در آن‌مجموعه، از زیر بار استدلال شانه خالی کند.
مثلا ممکن است کسی ادعا کند برنامه‌نویسان موجوداتی بی‌بهره از مهارت‌های اجتماعی‌اند. حالا اگر کسی دیگر این ادعا را چنین زیر سوال ببرد که «اما جان برنامه‌نویس است و اصلا هم از نظر اجتماعی بی‌دست‌وپا نیست»، ممکن است نفر اول پاسخ دهد: «بله، اما جان که یک برنامه‌نویس واقعی نیست.» اینجا معلوم نیست صفات و ویژگی‌های یک‌برنامه‌نویس چیست. دسته برنامه‌نویسان به آن وضوح و روشنی تعریف نشده که مثلا چشم‌آبی‌ها تعریف شده‌اند. همین‌ابهام به افراد یک‌دنده اجازه می‌دهد چیزها را آن‌جور که دوست دارند بازتعریف کنند.
نام‌گذاری این‌مغالطه مرهون آنتونی فلو است که در کتاب اندیشیدن به اندیشیدن برای آن اسمی برگزید. فلو در آن کتاب چنین مثالی می‌زند: هامیش موقع خواندن روزنامه به خبری درباره مردی اسکاتلندی برمی‌خورد که دست به جنایتی هولناک زده است. هامیش به این خبر این‌طور واکنش نشان می‌دهد که «اما اسکاتلندی‌ها چنین کاری نمی‌کنند.» اتفاقا روز بعد هم به خبر دیگری برمی‌خورد درباره اسکاتلندی دیگری که دست به جنایت فجیع‌تری زده است. حالا هامیش به جای اصلاح ادعایش درباره اسکاتلندی‌ها، می‌گوید: «اما اسکاتلندی‌های واقعی چنین کاری نمی‌کنند.»

این‌کتاب با ۶۰ صفحه مصور، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۳۴ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...