شعر ماندگار «عقاب» اثر پرویز ناتل خانلری با تصویرگری نورالدین زرین‌کلک و مقدمه محمدرضا شفیعی کدکنی برای نخستین‌بار در قالب کتاب به دست علاقه‌مندان شعر فارسی رسید.

عقاب پرویز ناتل خانلری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، منظومه «عقاب» از آثار ماندگار شعر معاصر به تازگی از سوی نشر میرکا (واحد کودک و نوجوان نشر میرماه) در قالب کتاب به دست مخاطبان رسیده است. این کتاب با پیش‌گفتاری از محمدرضا شفیعی‌کدکنی همراه است.

شفیعی‌کدکنی در پیش‌گفتار این کتاب عنوان کرده است: اگر قرار شود ده شعر برجسته از عصر ما انتخاب شود، احتمال انتخاب کدام شعرها بیشتر خواهد بود؟ پیداست که اینجا قلمرو سلیقه است. با این همه، آنچه من در آن تردیدی ندارم این است که شعر«عقاب» خانلری یکی از آن ده شعر است. درباره آن نه شعر دیگر اختلاف نظرها بیشتر خواهد بود. شاید کمتر شعری از میان شعرهای معاصر بتوان یافت که در چنین موقعیت و مناسبتی بیش‌ترین تایید را به همراه داشته باشد.

ترانه ناتل خانلری نیز طی یادداشتی در این کتاب گفته است: پدرم پرویز ناتل خانلری هنگامی که ۲۹ ساله بود شعر عقاب را سرود. او چندین سال پیش از آن، رمانی از پوشکین به نام «دختر سروان» را ترجمه کرده بود. در آن متن، گفتگویی بین عقاب و کلاغ که از قول یکی از شخصیت‌های داستان نقل شده بود، نظر او را جلب کرد.
خودش می گفت: چندسال بعد، در موقعیت خاصی این سوال و جواب به یادم افتاد. مفتون این فکر شدم که شعری در این باب بسرایم. چند روزی فکر پروراندن این قصه به کلی ذهنم را مشغول کرد. چندین بار قسمت‌هایی به آن افزودم یا از آن کاستم یا آن را تغییر دادمِِ؛ به خصوص قسمت آخر آن را.

همچنین این کتاب با جدیدترین تصویرگری های استاد نورالدین زرین‌کلک نیز همراه شده است تا آن را به اثری دلپذیر برای علاقه‌مندان شعر و تصویرگری فارسی تبدیل کند.

گفتنی است عقاب خانلری در قالب مثنوی که بیشتر مختص داستان‌ها و منظومه‌های بلند و مناظرات است، سروده شده است. این شعر در واقع مناظره‌ای است که بین عقاب و زاغ شکل می‌گیرد و نکته اصلی آن ترجیح و مقایسه‌ای است بین زندگی و مرگ باعزت در مقابل زیستن با ذلت و خواری.

لازم به ذکر است، رسول مرادی، خوش‌نویسی این اثر ماندگار را برعهده داشته است. این کتاب در شمارگان ۲۰۰۰ جلد با قیمت ۷۰ هزارتومان وارد بازار کتاب شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...