بازنویسی داستان‌هایی از «شاهنامه» به قلم زینب یزدانی منتشر شده است.

داستان‌هایی از «شاهنامه زینب یزدانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، مجموعه «داستان‌های شاهنامه» در ۹ جلد، هر کدام در ۴۰ صفحه و با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۴ هزار تومان در انتشارات تیرگان برای کودکان و نوجوانان منتشر شده است.

کاوه دادخواه، زال و سیمرغ، زال و رودابه، هفت خوان رستم، رستم و سهراب، هفت خوان اسفندیار، رستم و اسفندیار، رستم و سیاوش و بیژن و منیژه عنوان‌هایی است که در این مجموعه به آن‌ها پرداخته شده است.

زینب یزدانی درباره بازنویسی کتاب‌های ادبی کهن برای بچه‌ها می‌گوید: بازنویسی یک اثر، حفظ ویژگی‌های کلی متن بدون کوچک‌ترین دخل و تصرف اساسی در متن است. بازنویسی، برگردان متون کهن (شعر یا نثر) به نثر امروزی و زدودن کهنگی متن از چهره آن است؛ بی آن‌که مفهوم و محتوا دگرگون شود. اما آن‌چه در بازنویسی باید بدان توجه شود این است که در بازنویسی مقصود تنها ساده کردن متن است و تغییر فقط در محدوده زبانی انجام می‌گیرد و بازنویس متن اصلی را تمام و کمال حفظ می‌کند بدون آن‌که چیزی به آن بیفزاید یا از آن بکاهد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...