4 داستان با شیر یا خطر

05 اردیبهشت 1400

«شیر یا خطر» نوشته پروانه قهساره زاده مهابادی توسط انتشارات انجمن قلم ایرانیان منتشر و وارد بازار نشر شد.

شیر یا خطر پروانه قهساره زاده مهابادی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات انجمن قلم ایرانیان مجموعه داستان «شیر یا خطر» را با شمارگان ۳۰۰ نسخه، ۱۳۲ صفحه و بهای ۲۰ هزار تومان منتشر کرده است.

«شیر یا خطر» مجموعه چهار داستان است که سه داستان نخست، هر کدام از ۲ نیمه جداگانه در عین حال مرتبط تشکیل شده است. داستان چهارم اما پایانی است بی انتها همچون انتهایی بی پایان.

داستان های این کتاب، به ترتیب عبارت اند از: غریب کشون، بهای خون، آخرین ایستگاه، پایان بی انتها.

آدم‌های قصه‌های شیر یا خطر درگیرودار حل مشکلاتشان دل به دریا می زنند و در جست‌وجوی بختشان خود را در دل حوادث می‌افکنند.

بخشی از داستان غریب کشون از این قرار است:

«سکه را کمی بالا می‌اندازم، دوباره می‌گیرمش و می‌گذارم کف دست دیگرم. درحالی که ته دلم می‌خواهم خط بیاید تا حال سعید نامرد گرفته شود، آرام دستم را برمی‌دارم و نرم نرمک آرامگاه طلایی رنگ سعدی پیدا می‌شود. عجب شانسی! …

صدای آهسته چند نفر از توی آغل می‌آید. یک لحظه فکر می‌کنم نکند نمایش باشد که یکدفعه چیزی مثل پتک توی سرم فرود می آید. گیج می‌شوم و تلوتلو می‌خورم ولی به موقع به خودم می‌آیم و از جلوی مشتی که به طرفم می‌آید جاخالی می‌دهم و با همه توان طرف را می‌کوبم روی زمین. همین که سعی می‌کند چاقویش را از توی جیبش بیرون بکشد...»

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...