4 داستان با شیر یا خطر

05 اردیبهشت 1400

«شیر یا خطر» نوشته پروانه قهساره زاده مهابادی توسط انتشارات انجمن قلم ایرانیان منتشر و وارد بازار نشر شد.

شیر یا خطر پروانه قهساره زاده مهابادی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات انجمن قلم ایرانیان مجموعه داستان «شیر یا خطر» را با شمارگان ۳۰۰ نسخه، ۱۳۲ صفحه و بهای ۲۰ هزار تومان منتشر کرده است.

«شیر یا خطر» مجموعه چهار داستان است که سه داستان نخست، هر کدام از ۲ نیمه جداگانه در عین حال مرتبط تشکیل شده است. داستان چهارم اما پایانی است بی انتها همچون انتهایی بی پایان.

داستان های این کتاب، به ترتیب عبارت اند از: غریب کشون، بهای خون، آخرین ایستگاه، پایان بی انتها.

آدم‌های قصه‌های شیر یا خطر درگیرودار حل مشکلاتشان دل به دریا می زنند و در جست‌وجوی بختشان خود را در دل حوادث می‌افکنند.

بخشی از داستان غریب کشون از این قرار است:

«سکه را کمی بالا می‌اندازم، دوباره می‌گیرمش و می‌گذارم کف دست دیگرم. درحالی که ته دلم می‌خواهم خط بیاید تا حال سعید نامرد گرفته شود، آرام دستم را برمی‌دارم و نرم نرمک آرامگاه طلایی رنگ سعدی پیدا می‌شود. عجب شانسی! …

صدای آهسته چند نفر از توی آغل می‌آید. یک لحظه فکر می‌کنم نکند نمایش باشد که یکدفعه چیزی مثل پتک توی سرم فرود می آید. گیج می‌شوم و تلوتلو می‌خورم ولی به موقع به خودم می‌آیم و از جلوی مشتی که به طرفم می‌آید جاخالی می‌دهم و با همه توان طرف را می‌کوبم روی زمین. همین که سعی می‌کند چاقویش را از توی جیبش بیرون بکشد...»

................ هر روز با کتاب ...............

ایران را با شیلی مقایسه کرده‌اند و از اینکه چرا محمدرضا شاه همچون پینوشه با حمایت آمریکا انقلابیون را در ایران سرکوب نکرده و حمام خون راه نینداخته ناراضی هستند... یک نظامی خودساخته و گستاخ با تغییراتی برق آسا برای ایجاد ترقیاتی که بیشتر از سطح فرهنگ و سواد او بود یا جوانی ضعیف که اگر چه تربیت و آموزشی عالی داشت اما عملا در پانزده سال نخست سلطنتش قدرتی نداشت ...
سیمین جان، عزیز دلم، دختر سیاه‌سوخته شیرازی، چه بگویم؟ عمرم! جان من به لب آمد تا کاغذت رسید... سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برایت بنویسم... هوای تو را بو کردم و در جست‌وجوی تو زیر همه درخت‌ها را گشتم ... همین‌طور گریه می‌کردم و هق‌هق‌کنان می‌رفتم... همین یک دسته کوچک مو کافی است... دانه دانه مرتب کرده‌ام و وسط آن را با یک نوار کوچک چسب روی یکی از عکس‌هایت چسبانده‌ام و بو می‌کنم. و راستی چه خوب بوی تو را دارد ...
گروهی از دانش‌آموزان انگلیسی هشت تا سیزده ساله... نخست می‌کوشند تا سازمان اجتماعی و سیاسی ثابتی برقرار کنند... بعد از آنکه ماده خوکی را به نحو وحشتناکی می‌کشند توتمی تأسیس می‌کنند... جزیره به صورت جهنمی درمی‌آید. شکارچیانِ ژولیده‌مو، با بدن نقاشی‌شده، مانند جنگجویان، مسلح به نیزه و تشنه‌ی خون... قصه قابل تفسیرهای مختلف (فرویدی، جامعه‌شناختی و مابعدالطبیعی) است ...
در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...