«افسانه‌ی کچل کفترباز» به نویسندگی و تصویرگری لیسا جمیله‌برجسته برای چهارمین بار از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بازنشر شد.

افسانه‌ی کچل کفترباز لیسا جمیله‌برجسته

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب که اولین بار در سال ۱۳۸۵ برای مخاطبان ۹ سال به بالا (نونهال) منتشر شده بود اکنون به چهارمین مرحله چاپ رسیده است.

در خلاصه کتاب «افسانه‌ی کچل کفترباز» آمده است: حاکمی بود که همه‌چیز داشت اما خوشبخت نبود. دنیا برای او که همسرش را از دست داده بود تیره و تار شده بود. بنابراین، نه خودش شاد بود و نه به دیگران اجازه شادی و بازی را می‌داد. در کنار قصر حاکم، کلبه کوچکی بود که در آن پسرکی کچل با مادرش زندگی می‌کرد. دل‌خوشی او، کفترهایش بودند. آن‌ها را بغل می‌کرد و دانه می‌داد.

نوازش می‌کرد و به بال‌های خسته آن‌ها جان می‌داد. دم غروب پرشان می‌داد. می‌نشست رو به بام و نگاهشان می‌کرد. از دیدنشان سیر نمی‌شد. برایشان نی می‌زد...

این کتاب ۱۶ صفحه‌ای در قطع رحلی با شمارگان ۲ هزار و ۵۰۰ نسخه منتشر شده تا شمارگان آن در مجموع به ۲۷ هزار نسخه برسد.

کتاب «افسانه‌ی کچل کفترباز» در سال ۱۳۸۷ با خط بریل ویژه نابینایان منتشر شد و بر اساس آن انیمیشنی به کارگردانی صادق جوادی و تئاتری نیز با کارگردانی آزاده انصاری از سوی کانون تولید شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...