«افسانه‌ی کچل کفترباز» به نویسندگی و تصویرگری لیسا جمیله‌برجسته برای چهارمین بار از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بازنشر شد.

افسانه‌ی کچل کفترباز لیسا جمیله‌برجسته

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب که اولین بار در سال ۱۳۸۵ برای مخاطبان ۹ سال به بالا (نونهال) منتشر شده بود اکنون به چهارمین مرحله چاپ رسیده است.

در خلاصه کتاب «افسانه‌ی کچل کفترباز» آمده است: حاکمی بود که همه‌چیز داشت اما خوشبخت نبود. دنیا برای او که همسرش را از دست داده بود تیره و تار شده بود. بنابراین، نه خودش شاد بود و نه به دیگران اجازه شادی و بازی را می‌داد. در کنار قصر حاکم، کلبه کوچکی بود که در آن پسرکی کچل با مادرش زندگی می‌کرد. دل‌خوشی او، کفترهایش بودند. آن‌ها را بغل می‌کرد و دانه می‌داد.

نوازش می‌کرد و به بال‌های خسته آن‌ها جان می‌داد. دم غروب پرشان می‌داد. می‌نشست رو به بام و نگاهشان می‌کرد. از دیدنشان سیر نمی‌شد. برایشان نی می‌زد...

این کتاب ۱۶ صفحه‌ای در قطع رحلی با شمارگان ۲ هزار و ۵۰۰ نسخه منتشر شده تا شمارگان آن در مجموع به ۲۷ هزار نسخه برسد.

کتاب «افسانه‌ی کچل کفترباز» در سال ۱۳۸۷ با خط بریل ویژه نابینایان منتشر شد و بر اساس آن انیمیشنی به کارگردانی صادق جوادی و تئاتری نیز با کارگردانی آزاده انصاری از سوی کانون تولید شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
حاصل شرط بندی دو اعجوبه سینما و ادبیات در یکی از سفرهای تفریحی‌شان به قصد ماهیگیری بود... برداشتی کاملا آزاد بود که تفاوت‌های آشکاری با متن اصلی داشت... انقلابی‌های کوبایی و چینی به زوج آزادیخواه فرانسوی تبدیل می‌شوند... از انسانی بی‌طرف و بی‌اعتنا نسبت به جنگ به یک آزادیخواه مبارز علیه حزب نازی و از یک مرد تنهای سرد به عاشقی جدی تغییر می‌کند ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...
از ذهنیتی که در میان نظامیان ترک درباره‌ی سلسله‌مراتب و برتری فکری وجود دارد و این‌که چه‌قدر با سوء‌تفاهم‌ها و ظواهر درآمیخته سخن می‌گوید... همان‌گونه که اسب مهتر بی‌هیچ شناختی حرکت اسب مقابل‌اش را تقلید می‌کند، انسان عاری از آگاهی هم به تقلیدی کور از همنوعان‌اش دست می‌زند... مردم را به خاطر کمبود مطالعه و اسارت بی‌قیدوشرط‌شان در برابر سنت‌های خالی از تعقل و خرافه‌های موروثی از نیاکان‌شان، به باد انتقاد می‌گیرد ...