رمان «سایبانی برای زمین» نوشته حمید نوایی‌لواسانی از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد.

سایبانی برای زمین حمید نوایی‌لواسانی

به گزارش خبرگزاری مهر، «سایبانی برای زمین» عنوان رمانی کاملاً محیط زیستی است که با حال و هوای تهران بزرگ ارتباط دارد، به روزهای پر از دود و آلودگی که ساکنان تهران چند سالی است با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند. آلودگی‌ای که بعد از تخریب باغ‌ها و کمربند سبز تهران و حومه، چند برابر شد.

حمید نوایی‌لواسانی که تا به‌حال آثار زیادی در حوزه کودک و نوجوان نوشته، در «سایبانی برای زمین» واقعیتی دردناک درباره تخریب باغ‌های پربار و باارزش کمربند سبز تهران را در قالب رمانی ماجراجویانه برای مخاطبانش به تصویر می‌کشد و از نوجوانی می‌گوید که به دلیل مشکل فراموشی ناگهانی پدربزرگش، درگیر مساله تخریب باغ قدیمی و خانوادگی‌شان می‌شود و در این راه ماجراهایی برایش پیش می‌آید.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «آن موقع‌ها وقتی بابا یوسف از آدم زمین‌خوار برایم حرف می‌زد، بدجوری تخیل کودکانه‌ام به کار می‌افتاد. زمین‌خوار را موجودی غول‌پیکر و زشتی می‌دیدم که زمین‌های سرسبز و پر درخت مردم را برمی‌دارد، تکه‌تکه می‌کند و به دهان آب‌افتاده و گشادش فرو می‌برد. بعد با دندان‌های زرد و کثیفش آن‌ها را مثل بیسکویت، خارت خارت می‌جود و آخر سر هم از روی شکم‌سیری آروغ پُر گرد و خاکی می‌زند…»

انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، کتاب «سایبانی برای زمین» از مجموعه «رمان نوجوان امروز» را در ۲۱۶ صفحه با شمارگان ۲ هزار و ۵۰۰ نسخه و قیمت ۳۰ هزار تومان منتشر کرده است.

پیش‌تر نیز کتاب‌های «زنگ دوچرخه»، «منطقه صفر فضایی»، «پیشگو» و «خیالباف» از نوایی‌لواسانی در انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...