کتاب «ارتش روبات‌های پرنده» [Super Fly Vs. Furious Flea!] نوشته تاد اچ. دودلر [Todd H. Doodler] با ترجمه مینا قنواتی توسط نشر افق منتشر و راهی بازار نشر شد.

ارتش روبات‌های پرنده» [Super Fly Vs. Furious Flea!] نوشته تاد اچ. دودلر [Todd H. Doodler] سوپر مگس

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب سومین‌عنوان از مجموعه «سوپرمگس» است. نسخه اصلی «ارتش روبات‌های پرنده» سال 2016 منتشر شده است.

داستان‌های مجموعه «سوپرمگس» در «بوگندستان» رخ می‌دهند و شخصیت اصلی‌شان ابرقهرمانی به اسم سوپر مگس است که البته اسم اصلی‌اش یوجین است. حشره‌ها در شهر کوچکی به نام بوگندستان در کثیف‌ترین قسمت بوگندوترین زباله‌دانی شهر زندگی می‌کنند.

یوجین روزها یک دانش‌آموز ساده کلاس چهارمی است و شب‌ها ابرقهرمانی که بدی‌ها را نابود می‌کند؛ آن‌ هم نه هر بدی ساده و پیش‌پاافتاده‌ای را بلکه یک‌عالمه بدی و جرم و جنایت و خرابکاری و قلدری را که نابود کردنشان، کار هرکسی نیست به جز سوسک سرکش بزرگ.

«کوچک‌ترین ابر قهرمان دنیا» و «انتقام سوسک سرکش» عناوین دوجلد اول این‌مجموعه بودند و جلد چهارم هم با نام «حمله حشرات شرور» به چاپ خواهد رسید.

در جلد سوم، نقشه‌های سوسک سرکش برای دومین‌بار نقش بر آب می‌شوند، اما انگار قصد ندارد حالاحالاها دست از دیوانه‌بازی‌هایش بردارد. نقشه جدیدش هم واقعا ترسناک است چون می‌خواهد دوستی سوپرمگس و ککِ کولاک را به هم بزند. سوپرمگس و کک کولاک همیشه با هم رفیق بوده‌اند و جلوی سوسک سرکش ایستاده‌اند. ولی در سومین جلد مجموعه، اتفاقاتی افتاده و کک ما، دیگر آن کک همیشگی نیست. اخلاقش عوض شده و آن کک مهربانی که سوپرمگس می‌شناخت نیست...

در قسمتی از «ارتش روبات‌های پرنده» می‌خوانیم:

آن‌شب خرابی‌های بیشتری در بوگندستان اتفاق افتاد. سوسک سرکش، کک کُفری، زِلینا و دانگ‌های دوقلو، محله چینی‌های بوگندستان را درب و داغان کردند. حشره‌های خرابکار بندهای رنگی فانوس‌ها را پاره کردند، تمام سطل آشغال‌ها را وارونه کردند و دنبال ته‌مانده غذاهای چینی گندیده و نودِل‌های بوگندو گشتند.

در تمام این‌مدت، کک کفری هی غرغر می‌کرد و پشت سر دوستش حرف می‌زد: «سوپر مگس هیچ‌وقت از قدرتش برای خوشگذرانی استفاده نمی‌کند. همه‌اش می‌خواهد از بقیه محافظت کند و دنیا را نجات بدهد.» بعد یک لقمه آشغال در دهانش گذاشت و گفت: «آخه چه لذتی دارد این کار؟»

سوسک سرکش گفت: «هیچ لذتی! اصلا از این به بعد باید به جای سوپرمگس بگوییم پیف‌پیف مگس، چون همیشه موقع خوشحالی ما، اَه و پیف می‌کند.»

این‌کتاب با ۱۲۸ صفحه مصور، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۲۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...