دو جلد اول مجموعه «اوف خرابکار» نوشته میشائیل پتروویتس [Michael Petrowitz] با ترجمه کتایون سلطانی توسط نشر افق منتشر و راهی بازار نشر شد.

اوف خرابکار جیغ همه را درمی‌آورد!» [Das wilde Uff, Band 1: Das wilde Uff sucht ein Zuhause]  میشائیل پتروویتس [Michael Petrowitz]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، دو جلد اول مجموعه «اوف خرابکار» نوشته میشائیل پتروویتس به‌تازگی با ترجمه کتایون سلطانی توسط نشر افق منتشر و راهی بازار نشر شده است. این‌کتاب‌ها در قالب عناوین مجموعه «کتاب‌های فندق» منتشر شده‌اند که آثار کودک این‌ناشر را شامل می‌شود.

میشائیل پتروویتس نویسنده این‌مجموعه، آلمانی است و برای بچه‌ها قصه می‌نویسد. البته فیلمنامه‌ هم می‌نویسد و کارش این است که در دانشگاه فیلمنامه‌نویسی درس بدهد. او با همسر و پنج‌فرزند و چهار لاک‌پشت در برلین زندگی می‌کند اما می‌گوید اگر یک اوف یعنی یک‌جانور پشمالوی شصت‌وشش‌میلیون‌ساله به جمع خانوادگی‌شان اضافه شود، اشکالی ندارد.

ترجمه و انتشار این‌کتاب‌ها در ایران با اطلاع نویسنده و خرید حق کپی‌رایت انجام شده است. تصویرگری کتاب‌های «اوف خرابکار» توسط بندیکت بِک انجام شده است.

در جلد اول و آشنایی با اوف، مخاطب با شخصیت اصلی داستان‌ها یعنی پسربچه‌ای مدرسه‌ای به‌اسم لیو آشنا می‌شود که یک اوف یعنی همان پشمالوی شصت‌وشش‌میلیون‌ساله جلویش سبز می‌شود و لیو او را به خانه می‌برد؛ البته یواشکی. اما پنهان‌کردن دوست جدید لیو اصلا کار راحتی نیست چون اوف خرابکار توی آشپزخانه آتش روشن می‌کند، بشقاب‌های چینی را می‌خورد و روی در و دیوار نقاشی می‌کند. مشکل بعدی هم این است که پس از بابا و مامان لیو، یک دانشمند بدجنس هم از حضور اوف در اتاق لیو باخبر شده است...

کتاب اول مجموعه «اوف خرابکار»، «اوف خرابکار جیغ همه را درمی‌آورد!» [Das wilde Uff, Band 1: Das wilde Uff sucht ein Zuhause] نام دارد که ۲۹ فصل را شامل می‌شود.

این‌کتاب با ۱۹۲ صفحه مصور، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۹۵ هزار تومان منتشر شده است.

کتاب دوم مجموعه پیش‌رو هم با عنوان «اوف خرابکار به سفر می‌رود» [Das wilde uff fahrt in den urlaub] است که در آن، خانواده لیو می‌خواهند برای تعطیلات تابستان به ایتالیا مسافرت کنند. اما یک‌مشکل دارند. آن‌هم این است که بابا مجبور است خیلی یواش و لاک‌پشتی رانندگی کند تا اوف بالا نیاورد. وقتی هم به هتل رسیدند باید این‌موجود پشمالوی شصت‌وشش‌میلیون‌ساله را از دید مسافران و صاحبان هتل مخفی کنند. اما لیو به‌سختی می‌تواند این‌کار را بکند چون اولا باید بشقاب‌هایی را که اوف گازشان زده قایم کند و بعد هم باید استخر هتل را از موهای اوف تخلیه کند.

جلد دوم مجموعه «اوف خرابکار» هم در ۲۸ فصل نوشته شده است.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

همان‌موقع صدای تاتالاپ بلندی به گوش رسید و ظرف‌های روی میزها جرینگ جرینگ صدا دادند.
زن و شوهری پیر وحشت‌زده دست‌های هم را گرفتند و با دلواپسی به پیشخدمت نگاه کردند.
پرسیدند: «آقا، زلزله است؟»
پیشخدمت هاج‌وواج سر بالا انداخت که نه. «نگران نباشید. زلزله نیست. صدا از بالا آمده!»
دوباره صدای بلندی آمد. لوستر سقفی سالن غذاخوری طور خطرناکی تکان‌تکان خورد.
پیشخدمت با نگرانی پرسید: «مطمئنید حال شوهرتان خوب است؟»
مامانْ پِپل گیج‌وویج مانده بود که چه‌کار کند. با ناتوانی به بچه‌هایش نگاه کرد. چطوری باید به پیشخدمت توضیح می‌دادند که شورش آن بالا را بابا پپل راه نینداخته، بلکه تمامش زیر سر موجودی ۶۶ میلیون‌ساله و ماقبل‌تاریخی است؟

این‌کتاب هم با ۱۸۴ صفحه مصور، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۹۶ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...