مجموعه داستان‌های طنز «قصه‌های خندان از نوشته‌های بزرگان» تالیف مشترک عباس محمدی کلهر و اسماعیل امینی منتشر شد.

قصه‌های خندان از نوشته‌های بزرگان عباس محمدی کلهر

به گزارش کتاب نیوز، قصه‌های خندان در بردارنده ۴۰ قصه از داستان‌های کلاسیک فارسی است که برخی از آن‌ها در حدود چند جمله و یا در قالب یک تمثیل کوتاه موجود است و توسط این نویسندگان وسعت‌بخشی شده و طول برخی از این داستان‌ها به ۱۰ صفحه نیز می‌رسد. نکته قابل اشاره در مورد این مجموعه داستان زمینه طنز همه داستان‌ها است. یعنی با استفاده از مهارت‌های طنزنویسی همه داستان‌ها در فضایی طنزآمیز ارائه و در تألیف آن تلاش شده‌است تا از اصطلاحات امروزی و رایج در بین نوجوانان استفاده شود.

هدف اصلی از نگارش این کتاب آن بوده‌ تا نوجوانان ایرانی با قصه‌های کهن فارسی آشنا و با خندیدن در فضای کتاب به آنها علاقه‌مند شده و اصل این داستان‌ها را از متون کهن پارسی مطالعه و پیگیری کنند.

عباس محمدی کلهر، متولد 1356 میانه از شاعران معاصر فارسی زبان است. محمدی کلهر کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دارد و از وی تا کنون دو مجموعه شعر «آلام» و «از دوستت دارم» منتشر شده است.

اسماعیل امینی متولد 1342 تهران، استاد دانشگاه و دارای مدرک دکترای ادبیات فارسی است. امینی دارای مدرک درجه یک هنری در رشته شعر از شورای عالی ارزشیابی هنرمندان است. او علاوه بر تدریس در دانشگاه با مطبوعات همکاری کرده و داوری جشنواره‌های متعددی ازجمله جشنواره شعر فجر را برعهده داشته است.

این کتاب در سال ۹۳ به ناشر تحویل شده و به تازگی در ۳۶۸صفحه و با شمارگان ۱۲۵۰ نسخه توسط سوره مهر منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...