کتاب «قطره دریای همت» شامل گزیده‌ای از کلیات طالب علی لکهنویی متخلص به عیشی به همت امیرحسین مدرس و توسط انتشارات نیستان منتشر شد.

قطره دریای همت» شامل گزیده‌ای از کلیات طالب علی لکهنویی متخلص به عیشی به همت امیرحسین مدرس

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، طالب علی لکهنویی شاعرقرن سیزده قمری است که تا پیش از این تصحیح، کمتر به سروده‌ها و شرح حال او توجه شده. عیشی آن طور که مدرس در مقدمه کتاب خود عنوان کرده است در سال ۱۱۹۷ قمر ی در لکهنو در هندوستان متولد شده است. پدرش شاعر و نویسنده و از نزدیکانِ الماس علی خان، خواجه سرایِ بارگاه آصف الدوله بهادر بوده است. عیشی نزد میرزا محمد حسن قتیل لاهوری شاگردی کرد و شعر سراییدن به فارسی و هندی را آموخت و در کنار آن در نثرنویسی نیز مهارت کسب کرد. تا جایی که قتیل لاهوری در زمان مرگ خود عیشی را به عنوان جانشین خود در شعر و ادب معرفی کرد.

عیشی به گواه اشعاری که در مدح ائمه اطهار(ع) از خود به جای گذاشته شیعه اثنی عشری بوده و ارادتی ویژه به خاندان عصمت و طهارت داشته است تا جایی که بخشی ویژه از اشعار خود در دیوان کلیاتش را به آنها و به طور ویژه حضرت علی(ع) اختصاص داده است.

مدرس در این تصحیح بر اساس دو نسخه خطی موجود یکی در کتابخانه مجلس شورای اسلامی و یک نسخه موجود در مرکز میکروفیلم نور در دهلی نو و بر اساس منطق التقاطی و بینابینی به تصحیح و تدوین اشعار این شاعر در این کتاب پرداخته است.

آنچه در این کتاب از نظر مدرس گذشته شامل کلیات عیشی به نظم است شامل برخی اشعار که از نظر سبک و سیاق و روش نوشتاری بسیار پیچیده و فنی است و در کنار آن برخی از ترکیب بندی‌ها و مثنوی‌های برجای مانده از شاعر و نیز غزل و قصیده و مثنوی و رباعی و ترکیب بند و… که سعی شده در مجموع گزیده‌ای کامل از همه آنچه شاعر در کارنامه کاری خود دارد را در خود جای دهد.

کتاب «قطره دریای همت» در 308 صفحه و با قیمت 212هزار تومان توسط انتشارات نیستان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...