«نقد و بررسی شعر معاصر» در واقع تقریرات درس مهدی اخوان ثالث در دانشگاه تهران است که به همراه چند مقاله انتقادی از او به کوشش یدالله جلالی پندری منتشر شده است.

نقد و بررسی شعر معاصر و تقریرات اخوان ثالث  یدالله جلالی پندری

به گزارش تسنیم، مهدی اخوان ثالث در طول دهه‌های گذشته همواره مورد توجه علاقه‌مندان به شعر و ادبیات بوده است. شعر او که نشانه‌ای است از آینه وجودی‌اش، ساده اما محکم بود. اخوان ثالث توانست با استفاده از زبان کهن و تلفیق آن با نگاهی نو، ساخت نمادهای متعدد و خلاقانه، هنجارگریزی‌های هنرمندانه و ... نام خود را در میان سرآمدان شعر معاصر ثبت کند.

او با از سر گذراندن تجربه‌های مختلف روحی، گاه شاعری سنت‌گراست و گاه شاعری اجتماعی. گاه به وضع موجود معترض است و گاه منتقد و مصلح اجتماعی؛ از این رو شاعر شعرها و اندیشه‌های او با شاعری پویا مواجه است؛ شاعری که کلمات را بیهوده خرج نمی‌کند.

تاکنون آثار متعددی درباره اخوان و شعرهایش منتشر شده است. اما به‌تازگی یدالله جلالی پندری، پژوهشگر، این‌بار به اندیشه‌ها و آرای او درباره شعر پرداخته است. «نقد و بررسی شعر معاصر» در واقع تقریرات درس مهدی اخوان ثالث در دانشگاه تهران است که به همراه چند مقاله انتقادی از او منتشر شده است.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: اخوان ثالث شاعر برجسته‌ معاصر در پاییز 1358، 40 سال پیش از امروز برای اولین و آخرین‌بار در جایگاه تدریس در دانشکده‌ ادبیات دانشگاه تهران قرار گرفت. موضوع درس او نقد و بررسی شعر معاصر بود که مباحث آن کلاس بخش اصلی کتاب حاضر را تشکیل می‌دهد. اما چون به علت وقت محدود کلاس همه‌ نظرگاه‌های او در باره‌ شعر معاصر ایران در آن کلاس بیان نشد، چند مقاله‌ انتقادی وی که حاوی این نظرگاه‌ها بود در ادامه‌ مباحث کتاب قرار گرفت تا خواننده بتواند همه‌ نظرگاه‌های اخوان ثالث درباره‌ شاعران هم‌روزگار خود را که نام آن‌ها در فهرست مطالب کتاب آمده است، پیش چشم داشته باشد.

نشر مروارید کتاب حاضر را در 217 صفحه و به قیمت 36 هزار تومان در دسترس علاقه‌مندان به شعر معاصر قرار داده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...