غلامرضا امامی از بازآفرینی یکی از داستان‌های عرفانی کهن خبر داد و گفت: این نوشتار که بیشتر جنبه عرفان اجتماعی دارد و در دفتر سوم مثنوی معنوی نیز به آن اشاراتی شده است، را با عنوان «راز قلعه» و با نگاهی تازه به متون کهن به رشته تحریر در آورده‌ام.

امامی، مترجم و نویسنده اجتماعی ـ ادبی در گفت‌وگو با ایبنا با بیان این که «راز قلعه» برداشت و بازآفرینی قصه‌ای از مولانا جلال‌الدین رومی است، اظهار کرد: این کتاب به بیان سرنوشت دلیرمردی می‌پردازد که ترس و هراس از مرگ در دل او جایی ندارد.

وی با ذکر اینکه این مطلب علاوه بر این که در دفتر سوم مثنوی با عنوان «مسجد میهمان کش» آمده است، تصریح کرد: «سید جمال‌الدین اسدآبادی» نیز در روایتی از این قصه در مجله «عروة الوثقی» که در پاریس چاپ می‌کرد، استفاده‌هایی برای بیان مطالب سیاسی خود از آن کرده است.

امامی با بیان این که بخشی از این داستان عرفانی برای نخستین بار در داستان «هزار و یک شب» آمده و در برخی از متون کهن نیز به آن پرداخته شده است، گفت: با توجه به این که در گنجینه ادبیات عرفانی کهن ما، سخن‌های فراوانی وجود دارد که برای نسل جوان حرف‌های جدیدی دارند، نگاهی نو را در بازنویسی این متن برگزیدم.

نویسنده اجتماعی افزود: در گنجینه ادبیات کهن به ویژه ادبیات عرفانی ما، مرواریدهای و سخنانی وجود دارند که به درازای زمان همواره برای نسل‌های نو، تازگی خود را حفظ کرده‌اند و هیچگاه رنگ کهنگی به خود نمی‌گیرد. قهرمان «راز قلعه» کسی است که هیچ‌گاه مایوس نمی‌شود و هراسی از مرگ ندارد. همواره شعله‌ای از امید در جان اوست که او را به پیروزی می‌رساند.

مترجم کتاب «گفت‌وگوهای اوریانا فالاچی» با بیان این که در اثر جدید خود زبان و نگاه ویژه‌ای را برای انتقال مفاهیم عرفانی در خدمت متن گرفته است، بازگو کرد: بسیاری از واژه‌ها و اصطلاحاتی که در متون کهن ما استفاده شده‌اند، ممکن است با گذشت‌ صدها سال، دیگر نتوانند با نسل جوان ارتباط برقرار کنند، از این رو باید مفاهیم جاودانه این آثار با زبانی ساده و امروزی در عین حفظ زیبایی‌های متن، بازنویسی شوند.

وی یادآور شد: ترسیم تصاویر کتاب «راز قلعه» را حمید خواجه‌محمدی بر عهده دارد و نشر شهر نیز نخستین چاپ آن را به زودی روانه بازار نشر می‌کند.

 

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...