«دفتر چهاردهم سعدیشناسی» ویژه‌ی «غزل» است که امسال هم‌زمان با روز بزرگداشت سعدی منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این کتاب که به کوشش کوروش کمالی سروستانی منتشر شده،‌ مقاله‌های ارائه‌شده در مراسم یادروز سعدی در سال گذشته است که با عنوان «غزل» نام‌گذاری شده بود.

عاشقانه‌ها؛ عارفانه‌ها، موسیقی غزل سعدی ، موج سخن در غزل سعدی، سهم سعدی در تکوین شعر غنایی فارسی، ساختار غزل‌های سعدی، گله از فراق؛ شرح غزلی از سعدی، تحلیل زیبایی‌شناختی دو غزل سعدی، و نظربازی سعدی؛ دغدغه‌ی گناه! بخشی از مقاله‌های منتشرشده در این کتاب هستند.

دیگر مطالبی که در دفتر چهاردهم سعدی شناسی منتشر شده، نیز به این شرح‌اند: بدعت التزام در غزل‌های سعدی، غزل؛ دختر انفاس سعدی، طنز در سخن سعدی، زیرساخت‌های دینی غزلیات و نقش آن در تکوین فرم غزل سعدی، هر کس به تماشایی، جادوی نحو در غزل سعدی، سلسه‌ی موی دوست، فلسفه‌ی فرحی و خوش‌دلی در غزل سعدی، بازسازی عشق در غزلیات سعدی، بلاغت خاص سعدی در غزل، کتاب‌شناسی، مقاله‌شناسی و فهرست پایان‌نامه‌های غزلیات سعدی، کارنامه‌ی سعدی پژوهشی 1389 به همراه آمار کتاب‌شناسی سعدی 1389-1379 و چکیده‌ی انگلیسی.

کوروش کمالی سروستانی، ضیاء موحد، محمدیوسف نیری، هوشنگ رهنما، عبدالعلی دستغیب، نصرالله پورجوادی، مهدی محبتی، رضا داوری اردکانی، محمود فتوحی، سعید حمیدیان، مریم حسینی، امیرعلی نجومیان، صفرعبدالله، فرح نیازکار، علی محمدی، محمدرضا برزگر خالقی، معصومه قدیری‌نژاد، رضا شعبانی، ناصر قلی‌سارلی و فاطمه علیزاده افرادی هستند که مقاله‌های آن‌ها در این کتاب منتشر شده است.

«دفتر چهاردهم سعدی شناسی» در حدود 260 صفحه از سوی مرکز سعدی شناسی به چاپ رسیده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...