مجموعه اشعار سیلویا پلات [Sylvia Plath] با عنوان «کلمات» [The colossus & other poems] با ترجمه رزا جمالی منتشر و روانه بازار شد.

مجموعه اشعار سیلویا پلات [Sylvia Plath] کلمات» [The colossus & other poems]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، مجموعه شعر «کلمات» سروده سیلویا پلات با ترجمه رزا جمالی در ۸۴ صفحه با شمارگان ۴۴۰ نسخه و قیمت ۷۸ هزار تومان به همت نشر ثالث منتشر شده است.

سیلویا پلات اکتبر ۱۹۳۲ در ایالت ماساچوست و شهر بوستون آمریکا از پدری آلمانی متولد شد. پدرش را در کودکی از دست داد و این حادثه تاثیر فراوانی بر روحیه‌اش گذاشت چراکه در ذهن او تصاویر هولوکاست را به تصویر مرگ پدر درآمیخت. خاطرات دوران کودکی سیلویا که با حس گناه نسبت به یهودیان آمیخته شده بود، او را به مرز جنون کشاند و به خودکشی‌اش منجر شد.

در شعرهای سیلویا پلات، بیمارستان و جراحی بدن به شیوه آزار جسمانی توصیف شده است و گویی او دارد شیوه شکنجه‌وار رفتار پزشکان آلمان نازی با یهودیان را به تصویر می‌کشد. اشعار او خشمگین و عصبی است. شعری اعترافی که به بیانگری خود می‌پردازد. شعری انباشته از تصاویر خشونت بار هولوکاست.

در پشت جلد کتاب آمده است:

سیلویا پلات؛ شاعر روانِ انسان دردمند امروزی؛ شاعر جهان رنج‌ها و زخم‌هایی که بر روح انسان‌ها می‌نشیند و هر روز عمیق‌تر می‌شود؛ شاعری که شکنجه‌های روح و جسم را می‌بیند آن‌ها را در شعرهایش بی‌پرده در برابر مخاطب به تصویر می‌کشد. سیلویا پلات شاعر قساوت دوران است.
آن بچه‌ها همه شعر بودند
اما مُردند
و مادرشان دارد دق می‌کند از غصه
زل زده‌اند به شکلِ ابلهانه‌ای و عین خیالشان هم نیست.

................ هر روز با کتاب ................

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...