«کاخ بلند سخن»، بازنویسی شاهنامه فردوسی به نثر روان و آهنگین، اثر عبدالعلی غفوری است که در پنج جلد تدوین شده است. نویسنده کوشیده با نثری ساده و آسان‌یاب، داستان‌های شاهنامه را از آغاز تا پایان به نثر برگرداند.

به گزارش ایبنا، بخشی از میراث ادب کهن ایران به سبب حجم فراوان و یا دشواری و پیچیدگی زبانی آن، از دسترس بسیاری از خوانندگان به دور است. بسیاری از نسل شتابزده و کم حوصله کنونی، توانایی و بردباری خواندن متن‌های منظوم و منثوری را ندارند که فهم گره‌های زبانی آنها نیازمند پرس‌وجو و باریک‌بینی خویشتن‌دارانه است. از این رو برخی از استادان زبان و ادبیات فارسی، با تهیه گزیده‌هایی از متن‌های پایه‌ای ادب ایران و شرح و توضیح واژگان کمیاب و فراموش شده آن متن‌ها، خوانندگان را یاری می‌دهند تا آشنایی مختصری با میراث گذشتگان بیابند و چه بسا انگیزه‌ای در آنها پدید بیاورند تا بی‌هراس از کهنگی زبان یا معانی تو در توی شعرها، به خود متن مراجعه کنند.

یکی از راه‌های دیگری که چندی است مورد توجه استادان و آشنایان با ادب دیرینه ایران قرار گرفته، به نثر برگرداندن متن‌های منظوم است. چنین روشی نه تنها دامنه آگاهی‌های خوانندگان را گسترش خواهد داد، بلکه زمینه‌ای را فراهم می‌سازد تا آنها با ادب پربار و دیرسال ایران، آشنایی ژرف‌تری بیابند. در این میان شاهنامه به سبب ارزش والا و بی‌مانندی که در فرهنگ ایران دارد، بیش از هر متن دیگری، مورد توجه و علاقه خوانندگان بوده است و به نثر برگرداندن و چکیده‌نویسی بیشتری از آن صورت گرفته است.

یکی از تازه‌ترین کوشش‌ها در این زمینه، کتاب پنج جلدی «کاخ نظم بلند» نوشته عبدالعلی غفوری است که بازنوشته شاهنامه فردوسی به نثر روان و آهنگین است. نویسنده کوشیده است با نثری ساده و آسان‌یاب، داستان‌های شاهنامه را از آغاز تا پایان به نثر برگرداند و لابه‌لای بخش‌های منثور، ابیاتی از همان داستان‌ها را جای دهد. بدین سان خواننده نه تنها متن نثر شده شاهنامه را پیش رو دارد بلکه جای جای با بیت‌های زیبا و پر معنای فردوسی نیز آشنایی می‌یابد. همه بیت‌های آورده شده نیز در پایین صفحات، به نثر روان برگردانده شده‌اند.

بدین گونه خواننده برای فهم بیت‌ها نیازی به پرس‌وجو و مراجعه به کتاب‌های دیگر ندارد. از سویی دیگر نثر آهنگین نویسنده با متن حماسی شاهنامه بسیار متناسب و هماهنگ است و چه بسا بتوان آن را پژواک و طنینی از فضای شاهنامه دانست.

«کاخ بلند سخن» با پیشگفتار کوتاهی از نویسنده آغاز می‌شود. در این پیشگفتار، او اشاره مختصری به زندگی فردوسی و زمانه او می‌کند و انگیزه‌هایی را برمی‌شمارد که حکیم توس را واداشت تا همه عمر را صرف سرایش کاخ بلند و گزند ناپذیری از نظم کند. سپس اظهار امیدواری می‌کند که خوانندگان با نگریستن به شاهنامه و دریافت داستان‌ها و سخن فردوسی، به ارزش بی مانند آن پی ببرند و داشتن چنین موهبتی را غنیمت بشمارند.

آنگاه در بخشی که «آغاز سخن» نام گرفته است، نویسنده به روزگاری برمی‌گردد که کودک و نوجوان بود و پای شاهنامه‌خوانی پدر می‌نشست و شنیدن داستان‌هایی از پهلوانی‌های مردان و زنان شاهنامه، گوش او را با حماسه ایران و سخن دانای توس آشنا می‌کرد، تا آن که سالیان بسیار دیگر، همان نوجوان، که اکنون مردی آزموده و سرد و گرم چشیده‌ای شده است، درصدد بر می‌آید تا لذت و زیبایی خواندن شاهنامه و داستان‌های دلنشین و پندآموز آن را با دیگران تقسیم کند. از این رو بنا را بر این می‌گذارد تا شاهنامه را به نثری ساده و آهنگین بازنویسی کند.

تاثر و دلبستگی بسیار نویسنده را نیز از شعری می‌توان دریافت که او در پایان سخن کوتاه خود آورده است و ستایش نامه او از شاهنامه جاویدان فردوسی است. قدردانی و سپاسگزاری از کسانی نیز که او را در ادامه این راه دشوار یاری داده‌اند، فراموش نشده است. ضمن آن که نویسنده یادآوری کرده است که شاهنامه را بر پایه چاپ مسکو بازنویسی کرده و از نگریستن و دقت در ویرایش دکتر خالقی مطلق و نیز تصحیح مصطفی جیحونی از شاهنامه، غفلت نکرده است.

«گفتاری درباره شاهنامه‌ها و شاهنامه فردوسی» نوشته مصطفی کاویانی، نیز نقل شده است تا خواننده پیش از خواندن متن بازنویسی شده، با شیوه کار فردوسی و پیشینیان او آشنا شود و زمینه ذهنی درستی از حماسه ایران بیابد. در این نوشته، به شاهنامه‌های پیش از فردوسی اشاره شده است. نخستین آنها شاهنامه ابوالمؤید بلخی است که به نثر بوده است. کاویانی به مآخذی که از شاهنامه ابوالمؤید یاد کرده‌اند، اشاره می‌کند و دیگر شاهنامه‌ها را برمی‌شمارد. همانند شاهنامه ابوعلی بلخی، شاهنامه ابو منصوری که مبنای کار فردوسی بوده است و نیز شاهنامه مسعودی مروزی. سپس به رویدادهای زندگی فردوسی می‌پردازد.

ارتباط ناگزیر فردوسی با دربار محمود غزنوی، سبب شده است که کاویانی مطالب درخور توجهی را در این باره بیاورد و به این مساله بپردازد که مقتضیات زمان و اجبار عصر بود که فردوسی را ناگزیر ساخت تا کتاب خود را به سلطانی همانند محمود تقدیم کند که خرد ستیز بود و نمی‌توانست با شاهنامه‌ای همسو باشد که سراسر آن در ستایش خرد و دادگری است. کاویانی به درستی می‌نویسد که: «فردوسی هر گاه که ادوار تلخ و رنج آور تاریخ ایران را که مردم اسیر تنگ نظری شاهان مستبد و خون آشام بودند، توصیف می‌کند، بدون شک گوشه‌چشمی هم به دوران محمود و محیط پیرامون خود داشته است و این نمی‌تواند از دید تیزبین محمود و درباریان و معاندان فردوسی دور مانده باشد».

پس از اینجاست که می‌توان به علت ستیز محمود و اطرافیان او با شاهنامه پی برد. «موضوع شاهنامه»، «دوره‌های شاهنامه» و نیز «شعر فردوسی» که اشاره‌ای است به توانایی‌های سخنوری حکیم توس، از دیگر قسمت‌های آگاهی‌بخش نوشته مصطفی کاویانی است که گوشه‌هایی از بزرگی و عظمت شاهنامه و هنر فردوسی را با خواننده در میان می‌گذارد.

پس از این مقدمه‌های کوتاه و ضروری که 54 صفحه از آغاز کتاب را دربر می‌گیرد، متن بازنویسی شده شاهنامه آمده است. غفوری در ابتدا بیت‌های شاهنامه را که در ستایش یزدان و خرد است، می‌آورد و همان گونه که اشاره شد، شعرها را در پایین صفحه به نثر بر می‌گرداند اما شمار بیت‌های نقل شده زیاد نیست و هر چه به آغاز داستان‌ها نزدیک می‌شویم، از تعداد آنها کاسته می‌شود.

می‌دانیم که شاهنامه با کیومرث، نخستین انسان/ پادشاه آغاز می‌شود. برای آن که در اینجا نمونه‌ای از نثر آهنگین و زیبای نویسنده به دست داده شود، بخشی از داستان کین‌خواهی سیامک بازگو می‌شود تا شیوه کار غفوری در بازنویسی شاهنامه روشن شود: «چون کیومرث اندیشه کین‌خواهی فرزند کرد، هوشنگ را فراخواند و ناگفته‌ها بر او بازگفت و فرزند را از مرگ پدر به دست اهریمن نابکار آگاه نمود و از او خواست سالاری لشکر کند و خویشتن به نبرد کین‌خواهی پدر آماده سازد. پس دام و دد و شیر و پلنگ و گرگ و ببر و مرغ و پری برآراست و خویشتن پیشرو سپاه گردید و کیومرث را در پس پشت سپاه به نگاهبانی نهاد. آن گاه دیو سیه، بی ترس و باک به رزمگاه درآمد و خاک بر آسمان پراکند، لیکن از هرای درندگان و خشم یزدان چنگ دیو سست گردید و توان او فرو کاهید. پس دو گروه همرزم به هم در افتادند ...» (ص 69).

از همین بخش کوتاهی که از کتاب نقل شد، می‌توان دریافت که نثر نویسنده طنینی حماسه‌وار دارد که یادآور شیوه نقالان شاهنامه نیز هست. از این رو خواننده با جهان پر کشمکش و نبردهای پهلوانی شاهنامه، با لحن و آهنگی رزم‌جویانه، آشنا می‌شود. آوردن برخی از بیت‌های شکوهمند شاهنامه در کنار آن نثر کوبشی و طنین‌دار، بر یکدستی و زیبایی متن افزوده است.

در اینجا باید از صفحه‌آرایی زیبا و مناسب کتاب نیز یاد کرد که انگیزه خواننده را برای پیگیری و خواندن داستان‌های طولانی، اما پرکشش شاهنامه افزون‌تر می‌کند. انتخاب حروف مناسب و چاپ پاکیزه کتاب نیز از مزایای اثر غفوری است. جلد نخست کتاب یاد شده، متن شاهنامه را از آغاز تا پایان داستان فرود در بر دارد.

«کاخ نظم سخن»، بازنویسی شاهنامه فردوسی به نثر روان و آهنگین، اثر عبدالعلی غفوری است که در پنج جلد و با شمارگان سه هزار جلد در دسترس دوستداران حماسه ایران و شاهنامه فردوسی قرار گرفته است. «کاخ بلند سخن» را انتشارات انتظار سبز به بهای چهل و پنج هزار تومان چاپ و پخش کرده است. دوره پنج جلدی دیگری از آن به همراه نرم‌افزار، به بهای 5 هزار تومان قابل دسترسی است.

انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...