به گزارش میزان، دفتر شعر «این کوه سرش همیشه زیر برف است» توسط انتشارات سوره مهر، منتشر  شد.

این کتاب شامل ۹۰ قطعه شعر در قالب رباعی با موضوعات مختلف عاشقانه و اجتماعی است که توسط محمد عالی زاده سروده شده است.

شاعر در مجموعه «این کوه سرش همیشه زیر برف است» با زبانی شیرین و شاعرانه به مسائل مختلفی که جامعه کنونی با آن‌ها درگیر است می‌پردازد.

عالی زاده در این مجموعه به قدری استحکام زبانی دارد که مخاطب هنگام خواندن آن بدون اینکه از فضای عاشقانه‌ای که خیلی صمیمی برای او خلق شده خارج شود وارد فضا‌های اجتماعی و گا‌ها فضا‌های طنز کتاب می‌شود.

چند قطعه از رباعیات این کتاب را در ادامه خواهیم خواند:

باید سر راه تو خودم را بکشم
تنها به گناه تو خودم را بکشم
دیگر زده ام به سیم آخر، باید
با برق نگاه تو خودم را بکشم

***

ناخواسته گرم رفت و آمد شده ام
هر بار که از کنار تو رد شده ام
لب‌های تو قرمزند و چشمانت سبز
در رفتن و ماندنم مردد شده ام

***
یک روز تو هم از تک و تا می‌افتی
برخاک به حال و روز ما می‌افتی
پاییز فقط به برگ‌ها ظلم نکرد‌
ای سیب تو هم به زیر پا می‌افتی

***

موجی که همیشه بر فراز دریاست
انگار که مرد یکه تاز دریاست
تنها جلوی صخره سرش را خم کرد.
چون صخره همان مهر نماز دریاست

الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...
از ذهنیتی که در میان نظامیان ترک درباره‌ی سلسله‌مراتب و برتری فکری وجود دارد و این‌که چه‌قدر با سوء‌تفاهم‌ها و ظواهر درآمیخته سخن می‌گوید... همان‌گونه که اسب مهتر بی‌هیچ شناختی حرکت اسب مقابل‌اش را تقلید می‌کند، انسان عاری از آگاهی هم به تقلیدی کور از همنوعان‌اش دست می‌زند... مردم را به خاطر کمبود مطالعه و اسارت بی‌قیدوشرط‌شان در برابر سنت‌های خالی از تعقل و خرافه‌های موروثی از نیاکان‌شان، به باد انتقاد می‌گیرد ...
یک مضحکه‌ی کامل! در اینجا، همه، جز تماشاگر، در عین‌حال هم فریب‌دهنده‌اند و هم فریب‌خورده. کمدی عظیمی که در آن تغزل با هزل گزنده‌ای همراه است و اختلاطی به وجود می‌آورد که در بعضی لحظات یادآور سبک کلودل است... با حیله‌ی بسیار خشنی در ماجرای مشکوکی درگیر می‌شود، در دادگاهی محاکمه، محکوم، تیرباران و به خاک سپرده می‌شود تا با نامی دیگر و در لباس یونیفورم تجدید حیات کند ...
دوربین از چه زاویه ‌دیدی زنان فیلم را به نمایش درمی‌آورد؟ کدام وجه در نگاه دوربین غلبه دارد؛ وجه اروتیک یا وجه اجتماعی؟ ... با استفاده از آرای فروید و لکان، بعد روانکاوانه‌ی نظریه‌های فمینیستی را غنی کرده و به وجه لذت‌مدارانه سینما (تماشابارگی) پرداخته است... تاریخچه‌ای از حضور زنان در عرصه‌ی فیلم و مهم‌ترین فیلم‌های آنان... واکاوی شمایل یک قهرمان زن در چهارچوب یک ژانر متفاوت ...
در یک خانواده‌‌ کاملا بی‌کتاب بزرگ شدم... کل ادبیات آلمان را بلعیده‌‌ام... وقتی شروع به نوشتن کردم، در وضعی بودم که مودبانه‌‌اش می‌‌شود «نوکر خارجی»... جوان بودم که وارد سرویس اطلاعاتی شدم... یک میهن‌‌پرست می‌‌تواند کشورش را نقد کند، همچنان دلبسته‌‌اش باشد و مسیر دموکراسی را طی کند. اما یک ناسیونالیست به دشمن نیاز دارد... مردم خیال می‌‌کردند بعد از جنگ سرد دیگر قرار است اوضاع خوب باشد و دیگر دنیا به جاسوس‌‌ها نیازی نداشته باشد ...