جلد دوم و سوم مجموعه 120 جلدی گزیده نویسی و شرح آثار نویسندگان و شاعران بزرگ ادبیات ایران با رویکرد به آثار سعدی و مولانا در مرحله صحافی قرار دارد.

اسدالله بقایی در گفتگو با مهر از تدوین گزیده ای از آثار شاعران و نویسندگان بزرگ ایران در قالب مجموعه ای 120 جلدی خبر داد و گفت: این مجموعه در قالب طرح اشاعه و ترویج ادب و فرهنگ تمدن ایرانی-اسلامی منتشر می شود که تاکنون جلد نخست آن با نام  "گزیده تحلیلی-تشریحی شاهنامه فردوسی" توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

وی ادامه داد: در این طرح 10 بسته فرهنگی که هر کدام شامل 12 کتاب است منتشر می شود و این کتابها به آثار شاعران و نویسندگان مختلفی چون شاهنامه، سعدی
، مولانا، عطار، نظامی، خیام و ... می پردازد که در حال حاضر دو جلد که مربوط به سعدی و مولانا است در صحافی است و پس از انتشار آنها در جلسه ای آثار دیگر شاعران و نویسندگان اولویت بندی و به پژوهشگران سفارش داده خواهد شد.

مولف "گزیده تحلیلی-تشریحی شاهنامه فردوسی" با اشاره به اینکه تدوین این دو جلد زیرچاپ این مجموعه را هم وی برعهده داشته است بیان کرد: کار پژوهش و نگارش جلدهای دیگر این مجموعه به نویسندگان مختلفی واگذار می شود و گرچه انتشار سه جلد اول با زمان بیشتری بود ولی انتشار جلدهای دیگر با واگذار شدن مسئولیت آنها به نویسندگان مختلف با سرعت بیشتری پیش خواهد رفت و حتی ممکن است تعداد زیادی از این مجلدها همزمان منتشر شود.

بقایی درباره دو جلد زیرچاپ این مجموعه توضیح داد: هر کدام از ین کتابها 200 صفحه دارد که در قالب گزیده ای از زیباترین نظم ها و نثرهای
سعدی و مولانا برای ایجاد رغبت در جوانان برای خواندن آثار مفاخر ادبی منتشر می شود. این دو کتاب مانند کتاب مربوط به شاهنامه بر تحلیل و تشریح تکیه ندارد و رویکرد غالب آوردن گزیده ای از زیباترین نوشته های سعدی و مولانا است و در جایی که آوردن شرح خیلی لازم بوده است چنین رویکردی داشته ام.

این نویسنده در پایان و در توضیح بیشتر این مجموعه افزود: سعی می شود در این مجموعه سبکهای مهم ادبیات ایران مورد توجه قرار گیرد به طور نمونه سبک خراسانی، عراقی، هندی، بازگشت و... مورد نظر است. در هر بسته یک اثر به عنوان اثر برجسته این سبکها قرار داده می شود.
"گزیده تحلیلی-تشریحی شاهنامه فردوسی" بعد از "بوی جوی مولیان" و "کجاوه سخن" سومین اثر بقایی است که در 438 صفحه توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...