چهارمین شماره فصلنامه فرهنگی، هنری و ادبی «کاج سبز» به تازگی منتشر شد.

چهارمین شماره فصلنامه کاج سبز منتشر شد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از اعتماد، این شماره از فصلنامه «کاج سبز» شامل چهار بخشِ ویژه، داستان، شعر و بوم است که بخشِ ویژه این شماره از زاویه‌ای هنری و ادبی به موضوع «کارخانه شماره یک» پرداخته است. در سخن سردبیر می‌خوانیم: «کارخانه شماره یک، تنها روایت نخستین کارخانه صنعتی کاشان نیست، روایت سایر صنایع این سرزمین نیز به شمار می‌آید. صنایعی که در دهه‌های آغازین قرن (۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰) شکل می‌گیرند و در دهه‌های پایانی، در مواجهه با انقلاب، تغییرات مدیریتی، جنگ تحمیلی، تحریم‌ها و بحران‌های درونی و بیرونی، از رقابت با بازارهای همسایه و جهانی بازمی‌مانند و یک‌به‌یک رو به افول و خاموشی می‌گذارند. کارخانه شماره یک، با کوشش حسن تفضلی و همکارانش در مدت نیم‌قرن به سه واحد بزرگ صنعتی تبدیل می‌شود.»

در بخش ویژه چهارمین شماره فصلنامه «کاج سبز»، روایت‌هایی از کارخانه ریسندگی و بافندگی کاشان و میراث بر جای‌ مانده از آن را می‌خوانیم. روایت‌هایی برآمده از گفت‌وگو با مدیران، کارمندان و کارگران کارخانه که از زاویه دیدهای متفاوت درباره جنبه‌های مختلفی از کارخانه صحبت کرده‌اند. همچنین خاطرات و یادداشت‌ِ کسانی که در تعامل با کارخانه زیسته‌اند، تصویری از تاریخی که بر این کارخانه گذشته است را تکمیل می‌کند. 
در ادامه این بخش، مقالاتی درباره شیوه مدیریتی آقای حسن تفضلی، معماری صنعتی کارخانه و لزوم حفظ آن و تاثیر کارخانه شماره یک در برق‌رسانی شهر کاشان را از نظر می‌گذرانیم. گفت‌وگو با خانم سیما تفضلی درباره منش و روشِ مدیریتی پدرشان - آقای حسن تفضلی- و وضعیت کارخانه و گفت‌وگوهایی با آقایان عباس اسلامی‌نژاد و علی‌اصغر شاطری با محوریتِ کارخانه و فرهنگ کارگری، پایان‌بخشِ این قسمت است.بخشِ داستانِ شماره چهارم نشریه کاج سبز، میزبانِ داستان‌هایی است که با تاکید بر کار و کارخانه، گردهم آورده شده‌اند. 

همچنین دو جستارِ «جایگاه کار و کارخانه در ادبیات داستانی» نوشته حسن میرعابدینی -نویسنده، منتقد و پژوهشگرِ ادبیاتِ ایران- و «چیستی و چرایی ادبیات کارگری» نوشته روح‌الله مهدی‌پور عمرانی، برای علاقه‌مندان به مطالعه نظری درباره ادبیات کارگری و تاریخ آن در ایران، بستر مناسبی بنا کرده است.

بخش شعرِ این شماره، همچون داستان، شامل سروده‌های شاعرانی است که از کار و کارخانه گفته‌اند. ترجمه اشعاری از شاعران غیرفارسی‌زبان همچون هاینریش هاینه، ویستن هیو اودن و کنستانتین کاوافی نیز زینت‌بخش این صفحات است. «پیشینه نساجی کاشان»، «شعربافی در کاشان» و «سخن دوک و چرخ»، عنوان مقالاتی است که در بخشِ بوم به چاپ رسیده. بخش بومِ نشریه کاج سبز در هر شماره به موضوعی درباره بوم و فرهنگِ کاشان می‌پردازد. در این شماره، باتوجه به موضوعِ بخش ویژه که درباره کارخانه ریسندگی و بافندگی کاشان است، به هنرها و مشاغلِ بومی و سنتی نساجی از دوران باستان تاکنون، پرداخته ‌شده است.

چهارمین شماره فصلنامه کاج سبز با مدیرمسوولی عطیه جوادی راد و سردبیری محمود ساطع، در424صفحه و با قیمت 40 هزار تومان، در بهار ۱۳۹۹ به چاپ رسیده است.
نشریه «کاج سبز» در کاشان به چاپ می‌رسد. برای ارتباط با این نشریه می‌توانید به خانه کاج به نشانی کاشان، خیابان فاضل نراقی، کوچه فرهنگ ۳۵ و یا ایمیل kaajmag@gmail.com و آدرس اینترنتی مراجعه کنید.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...