رمان "زمانی برای پنهان شدن" با روایتی جدید از دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و براساس خاطرات دوران اسارت یکی از آزادگان به قلم احمد بیگدلی، توسط نشر آگه منتشر شد.

احمد بیگدلی، نویسنده "زمانی برای پنهان شدن" در گفت و گو با ایبنا اظهار داشت: این رمان بلند با نگاهی دیگرگون به دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نوشته شده است.

وی افزود: خاطرات بسیاری از آزادگانی که در آرشیو بنیاد شهید و امور ایثارگران نجف آباد موجود بود را مطالعه کرده‌ام. اما رمان براساس خلاقیت‌های ادبیات محض تدوین شده است. در واقع جنگ بهانه‌ای برای نگارش این اثر بوده و نویسنده قصد تجزیه و تحلیل وقایع آن دوران را نداشته است.

نویسنده کتاب "اندکی سایه" خاطر نشان کرد: رمان براساس خاطرات دوران اسارت یکی از آزادگان با نام مستعار "میم" است. "مدیا"، "او"، "ناصر" و "پزشک اردوگاه العماره عراق" از روایان و شخصیت‌های اصلی رمان "زمانی برای پنهان شدن " هستند.

رمان "زمانی برای پنهان شدن" در قطع رقعی و 104 صفحه، با شمارگان 2200 نسخه و بهای 15 هزار ریال توسط نشرآگه به چاپ رسیده است.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...