کتاب «مرد بحران‌ها» شامل خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی در سال ۷۴ با چاپ چهارم توسط دفتر نشر معارف انقلاب در نمایشگاه کتاب تهران عرضه شد.

به گزارش مهر، کتاب «مرد بحران‌ها (کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی ۱۳۷۴)» اثر لیلی هاشمی نوه آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی با محوریت خاطرات سال ۷۴ این شخصیت، با نسخه‌های چاپ چهارم خود در سی و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران عرضه شده است.

لیلی هاشمی فرزند یاسر هاشمی و نوه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی است که این کتاب با اهتمام او به چاپ رسیده و معتقد است سال ۷۴ سخت‌ترین سال دوره ۸ ساله سازندگی در زندگی پدربزرگش بوده است. به گفته این پژوهشگر، هاشمی رفسنجانی از روز شنبه اول فروردین ١٣٦٠ تا شنبه ١٨ دی ١٣٩٥، یعنی یک روز پیش از درگذشتش، خاطراتش را به‌طور روزانه ثبت کرده است.

چاپ اول کتاب «مرد بحران‌ها» سال گذشته به بازار آمد.

کتاب دیگری که دفتر نشر معارف انقلاب در نمایشگاه کتاب عرضه کرده، شانزدهمین جلد از مجموعه «سردار سازندگی» است که مربوط به خاطرات هاشمی رفسنجانی در سال ۷۵ است. این کتاب توسط احسان هاشمی فرزند محسن هاشمی، دیگر نوه آیت الله هاشمی رفسنجانی گردآوری و تدوین شده است.

در این کتاب خاطرات مربوط به پایان دوره سازندگی و اتفاقاتی که منتهی به وقایع دوم خرداد شدند، درج شده‌اند. این کتاب ۸۴۰ صفحه دارد و در آن بیش از ۵۰۰ عکس و سند از سال ۷۵ و مسائل سیاسی آن دوران چاپ شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...