کتاب «نابخشوده» [Unforgiven] نوشته ادوارد باسکومب [Edward Buscombe] با ترجمه نیکا خمسی، از سوی نشر خوب راهی بازار نشر شد.

نابخشوده» [Unforgiven]  ادوارد باسکومب [Edward Buscombe]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «نابخشوده» نوشته ادوارد باسکومب با ترجمه نیکا خمسی، به همت نشر خوب به کتاب‌فروشی‌ها رسید. این کتاب دهمین شماره از مجموعه «یک فیلم، یک جهان» این نشر را به خود اختصاص داده است.

کتاب «نابخشوده» که نخستین‌بار در سال 2019 منتشر شده است، روایت و تحلیلی از مراحل ساخت و تولید فیلمی به همین نام و تاثیر آن بر فضای سینما را به تصویر می‌کشد. فیلم وسترن «نابخشوده» به دلیل نوع روایت و شخصیت‌پردازی خاص خود، نوآوری‌های بسیاری را به همراه داشته و نویسنده در این کتاب سعی دارد تا به بررسی نکات حائز اهمیت در نگارش و ساخت این اثر بپردازد.

در پشت جلد کتاب می‌خوانیم: «نابخشوده به دان سیگل و سرجو لئونه، دو استاد سینمایی کلینت ایستوود تقدیم شده است. این دو به‌ترتیب نمایندۀ میراث وسترن کلاسیک هالیوودی و وسترن‌های ایتالیایی‌اند. این فیلم قالب سنتی و آشنای هفت‌تیرکش پابه‌سن‌گذاشته‌ای را که برای انجام آخرین وظیفه‌اش پا به میدان عمل گذاشته، به گونۀ دیگری به تصویر می‌کشد. ویلیام مانی، با بازی درخشان ایستوود، خود را با دو معضل در تقابل می‌بیند: شیاطین درونش و حقایق مخوف خشونت و مرگ. نابخشوده میان مقتضیات وسترن سنتی، با همان قواعد کلی انتقام و بی‌پروایی مردانه و حساسیت‌های دنیای معاصر در نوسان است. این فیلم که در سال 1992 اکران شد و چندین جایزۀ اسکار را از آن خود کرد، شاید واپسین اثر ایستوود در ژانری باشد که برای بیش از چهل سال به آن شکوه بخشید.»

در توضیحی بر اثر آمده که «نابخشوده»‌ی «کلينت ايستوود» را در زمان اکرانش در آغاز دهه‌ی نود قرن بيستم، در قامت مرثيه‌ای بر ژانر وسترن و همه‌ی وسترنرها ديدند و تحسين‌اش کردند. اين فيلم بزرگ چنان شخص ايستوود را متاثر کرد که موجب شد او قريب به 30 سال به ژانری که همه‌ی شهرت و محبوبيت‌اش را مديون آن است، بازنگردد. فيلم ايستوود با اينکه خود، بازسازی «نابخشوده‌»ی جان هيوستون بود، اما به عکس بسياری از بازسازی‌های تاريخ سينما، تبديل به فيلمی بزرگ‌تر و مهم‌تر از آن شاهکار هيوستون شد و اين خود گويای اهميت اثر ايستوود در تمام تاريخ سينما و به خاصه ژانر وسترن است. درواقع فيلم ايستوود با ساختن قهرمانی بسيار پيچيده و چندوجهی و شيوه‌ی روايت سينمایی ديگرگون، مبدل به يکی از اولين وسترن‌هایی شد که می‌توان به آن‌ها عنوان وسترن مدرن را داد. کتاب «نابخشوده» نوشته‌ی «ادوارد باسکومب» چندوچون ساخته‌شدن اين فيلم و منظر و دريچه‌ای که به روی سينما گشود را تحليل کرده و شرح می‌دهد. کتاب به مجموعه‌ی ايده‌های فکری و فرمی فيلمساز و بازيگری ورود می‌کند که خود نماد آخرين وسترنرهای تاريخ بود و درنهايت بر پيکر بی‌جان ژانری که بالندگی‌اش را مديون آن بود، اشک ريخت و البته نويد احيای آن را در وضعيتی ديگر به همگان داد.

ادوارد باسکومب، نویسنده، منتقد و نظریه‌پرداز سینمای آمریکایی متولد 1941 است.

مجموعه‌ی یک فیلم، یک جهان مشتمل بر تک‎‌نگاری‌هایی‌ است درباره‌ی فیلم‌های نامی و اثرگذار تاریخ سینما. در انتخاب این کتاب‌ها نه فیلم‌هایی خاص و سلیقه‌ای مشخص، بلکه اهمیت فیلم و کتاب مدنظر در اولویت است. هر کتابی از مجموعه‌ی «یک فیلم، یک جهان» می‌کوشد تا فیلم موردمطالعه‌اش را به وسعت یک جهان ببیند.

کتاب «نابخشوده» نوشته ادوارد باسکومب با ترجمه نیکا خمسی در 111 صفحه، قطع رقعی، جلد شومیز و به قیمت 25هزار تومان از سوی نشر خوب به بازار کتاب رسید.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...