«خواب ابدی»[the big sleep] به قلم دیوید تامسن [David Thomson] با ترجمه نیکا خمسی توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد. این اثر نقد و شرحی است از چگونگی خلق اثر معروف هاوارد هاکس.

خواب ابدی[the big sleep] به قلم دیوید تامسن [David Thomson]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  تسنیم، «خواب ابدی»، در واقع شرح تامسن است از چگونگی شکل‌گیری و تولید فیلم «خواب ابدی»؛ ساخته هاوارد هاکس. نویسنده با پرداختن به جزئیات ساخت فیلم، اعم از چگونگی نگارش فیلمنامه، کارگردانی و انتخاب بازیگران گویی چگونگی شکل‌گیری جهان پرداخته هاکس را بر مخاطب نمایان می‌کند. تحلیل تامسن از متن این فیلمنامه را در زمره درخشان‌ترین نقدهای ارائه شده بر فیلم هاکس دانسته‌اند.

«خواب ابدی» را که در سال 1946 تولید شد، سرآغاز نگرش پسامدرن، متظاهرانه و هجوآمیز فیلم‌ها دانسته‌اند که تا جریان موج نو و داستان‌های عامه پسند بسط می‌یابد.

کتاب حاضر در واقع تلاشی است از سوی انتشارات مؤسسه فیلم بریتانیا برای استفاده هرچه بیشتر از فیلم‌های کلاسیک که در حال حاضر یا آسیب دیده‌اند و یا در معرض آسیب قرار دارند. در مقدمه این کتاب با اشاره به ضرورت حفظ این فیلم‌ها نوشته شده است: سینما رسانه‌ای آسیب‌پذیر است. بسیاری از فیلم‌های کلاسیک مهم گذشته، اگر هنوز باقی مانده باشند، نسخه‌هایی ناقص یا آسیب‌دیده‌اند. به دلیل نگرانی از تخریب بیشتر میراث فیلم‌های موجود، آرشیو ملی فیلم و تلویزیون، که بخشی از مؤسسه فیلم بریتانیا است، فهرستی از 360 فیلم مهم تاریخ سینما تهیه کرده است. هدف بلندمدت این آرشیو، گردآوری مجموعه‌ای از نسخه‌های بی‌نقص این فیلم‌ها است که بتوانند به مدت یک سال، به طور مرتب و پیاپی در موزه سینمایی لندن به نمایش درآیند.

اکنون انتشارات مؤسسه فیلم بریتانیا نگارش یک مجموعه کتاب را که می‌توانند در کنار این فیلم‌ها مورد استفاده قرار گیرند، به استادان فن سپرده است... .

انتشارات علمی و فرهنگی کتاب حاضر را در شمارگان هزار نسخه و به قیمت 15 هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...